شمارهٔ ۶۶۷ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هله! ای عشق کهن سال، که هر روز نوی
بنده فرمان تو هرجا که ضعیفست و قوی
قیمت عشق ندانست دل و غافل ماند
قیمت در شب افروز نداند قروی
وصف آن یار ندانی، که ز دانش دوری
قدر جانان نشناسی، که بجان در گروی
در ره ار یک دل و یک رنگ شوی مقبولی
راه وحدت نتوان رفت بوصف بغوی
باغبانا، بجهان تخم نکو باید کاشت
هرچه کشتی، بیقین، باز همان را دروی
هرکرا لطف خدا شامل احوال شود
ره بمقصود برد زود بوصف نبوی
قاسمی،قصه جانان بصفت ناید راست
ره تحقیق میسر نشود تا نروی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و ارزش آن صحبت میکند. شاعر به بیان اینکه عشق با گذر زمان همچنان تازه و نو میماند میپردازد و به قدرت و ضعف در عشق اشاره میکند. او میگوید که کسانی که بهای عشق را نمیدانند و در جهل باقی میمانند، نمیتوانند محبوب واقعی را بشناسند. همچنین، شاعر تأکید میکند که برای درک عشق و یافتن مسیر صحیح، باید دل و نیت خالصی داشت و در این راه صبر و تلاش لازم است. او به اهمیت کاشتن تخمهای خوب در باغ زندگی اشاره میکند که در نهایت همان میوهها را میدهد و میگوید که خداوند به کسانی که در جستجوی حقیقت و عشقاند، کمک خواهد کرد.