شماره ۲: بیا، ای ساقی جانها، بیار آن باده در گلشن قاسم انوار
قاسم انوار / ملمعات ترکی / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیا، ای ساقی جانها، بیار آن باده در گلشن
به غایت خوشدلم کان یار میپرسد که: سن کیم سن؟
به جانان گفتم: ای دلبر، خرابم از غمت یکسر
ولی میخوانم این از بر: بو سوز نی سین ایشماس سن
زهی الطاف بیپایان، که مییابد دلم پنهان
سلامم کرد و جامم داد و زانو زد که: سن ایچ سن
مرا میگوید آن جانان چه حیرانی و سرگردان؟
صفاقیل سن، وفا قیل سن، اگر سم عاشقی قیل سن
میان گلشن حسنت هزاران گل به بار آمد
ویران بولماس تور اول بستان اگر بیر چیچکی سون سن
بیا، ای روشنی جان، که هم جانی و هم جانان
بوزون گلشن سوزون روشن روش مولدی که سلطان سن
ز فیضت خاطر قاسم همیشه شاد میباشد
که این فیض از تو مییابد، اگر توقوز اگر توقسن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت از ساقی برای آوردن شراب در باغ اشاره دارد و بیانگر شادی و سرزندگی است. شاعر از عشق و محبت یار خود صحبت میکند و ابراز میکند که با وجود غم، خوشحال است که یارش از او میپرسد. او از الطاف یار میگوید و در عین حال به حیرت و سرگردانی عاشقانهاش اشاره میکند. در ادامه، شاعر به زیبایی باغ و گلها پرداخته و خواهان آمدن یار خود به عنوان نور زندگیاش است. در نهایت، تأکید میکند که خوشحالیاش ناشی از وجود یار است و این خوشی ادامهدار خواهد بود.