شمارهٔ ۹۵ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تنها در این هوا نه همین آب کرده یخ
شیر فلک به کاسه مهتاب کرده یخ
در کنج غنچه لب شیرین گلرخان
از سردی آب بوسه چو عناب کرده یخ
بیدار دانی از چه نگردند گلرخان
در رهگذار دیدهشان خواب کرده یخ
در آتش تنور جهانسوز کلهپز
قلاب آب و دیزی سیراب کرده یخ
استاد و کاسهشور و خریدار مانده خشک
دیگ حلیم و کاسه قنداب کرده یخ
باغ و درخت و چشمه و بستان و باغبان
کشت و زمین و حاصل ارباب کرده یخ
چوپان و چوب و لاشکش و گوسفند و گاو
ساطور و سنگ و مصقل قصاب کرده یخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف سردی شدید و تأثیرات آن بر طبیعت و زندگی روزمره میپردازد. او از یخزدن محبت و زیباییهای گلها، و تأثیرات منفی سرما بر زندگی آدمها و صنایع مختلف سخن میگوید. تصاویر زیبایی از باغ، درختان، و زندگی روستایی به تصویر کشیده میشود که همگی تحت تأثیر سرما قرار گرفتهاند. این احساس سردی به نوعی نشاندهندهی ناپایداری و مشکلاتی است که مردم و طبیعت با آن مواجه هستند.