شمارهٔ ۲۴ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / ابیات پراکنده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا نیافتد پرتو خورشید بر رخسار گل
با خود از دیبای ابری سایهبان دارد بهار
نالهای کز ابر میآید صدای رعد نیست
عالم آب است از مستی فغان دارد بهار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی به توصیف بهار میپردازند. تا زمانی که نور خورشید بر گل و گیاهان نیفتد، بهار از ابرهای تاریک و سایهها به زندگی خود ادامه میدهد. نالهای که از ابرها میآید، نه صدای رعد، بلکه نشاندهندهی شادابی و سرمستی طبيعت در این فصل است. بهار سرشار از انرژی و احساس زندگی است.