ابیات پراکنده — دیوان اشعار قصاب کاشانی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — چون به کف گیری ز بهر امتحان آیینه را
- شمارهٔ ۲ — ز من دل برده بود آتشعذار تیزمژگانی
- شمارهٔ ۳ — به سوی ما گهی دلدار میآید به جنگ اما
- شمارهٔ ۵ — دست دل کوته و دامان وصال تو بلند
- شمارهٔ ۷ — چون قلم روزی که میبستم میان خویش را
- شمارهٔ ۹ — میتوان ادراک کردن صورت احوال خویش
- شمارهٔ ۸ — هر ذرّه را ز مهر کمندی است در گلو
- شمارهٔ ۴ — به هر دستی جدا پیمانهای دارد گل رعنا
- شمارهٔ ۱۰ — ای آب خضر لعل لب یار به از توست
- شمارهٔ ۱۱ — بلبل گلشن تصویر در و دیوارم
- شمارهٔ ۶ — سخن خوب است ز اول خاطر کس را نرنجاند
- شمارهٔ ۱۲ — جلدی است روزگار سراسر حدیث غم
- شمارهٔ ۱۳ — گیرم ز تو بینایی و گردم به تو حیران
- شمارهٔ ۱۵ — به دلنشینی داغ تو برگ عیشی نیست
- شمارهٔ ۱۴ — گویی که در آغوش نسیم است غبارم
- شمارهٔ ۱۷ — مزن به سنگ جفا شیشه دل ما را
- شمارهٔ ۱۶ — تو را دادند چشم و دست و پا هر یک دو، الّا دل
- شمارهٔ ۱۹ — تعمیر ماست خانه خرابی اگر کسی
- شمارهٔ ۱۸ — به حیرتم که چسان وادیای است راه فنا
- شمارهٔ ۲۲ — چه بینا گشتهای از بهر عیب دیگران دیدن
- شمارهٔ ۲۳ — ای شعله لاف پاکی دامن چه میزنی
- شمارهٔ ۲۱ — دست در زلف مهی باید کرد
- شمارهٔ ۲۴ — تا نیافتد پرتو خورشید بر رخسار گل
- شمارهٔ ۲۷ — ره خلق دادی به خود جاده باش
- شمارهٔ ۲۵ — بیتابی دل ساخت مرا چون کف خاکی
- شمارهٔ ۲۰ — ایمنی قصاب ما را بیشتر ز افتادگی است
- شمارهٔ ۲۶ — ز دانایی شنیدم گنج در ویرانه میباشد
- شمارهٔ ۲۸ — عین بینایی است چشم از عیب مردم دوختن
- شمارهٔ ۲۹ — از سینه و دل ما نشنید کس صدایی