نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - فصل (اول همه سعادات اعمال خیر است به تکلف) غزالی

امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات

بدان که اگر چه اعمال به جوارح است، مقصود از آن گردش دل است که دل است که بدان عالم سفر خواهد کرد. و همی باید که با کمال و جمال بود تا حضرت الهیت را بشاید و چون آینه روشن و بی زنگار بود تا صورت ملکوت اندر وی بنماید تا جمالی بیند که آن بهشت که صفت وی شنیده است حقیر گردد. و اگر چه تن را اندر آن عالم نیز نصیب است، ولیکن اصل دل است و تن تبع است و بدان که دل دیگر است و تن دیگر که دل از عالم ملکوت است و تن از عالم شهادت و این اندر عنوان کتاب گفته آمد.

اما اگر چه دل از تن جداست، ولیکن دل را به وی علاقتی است که از هر معاملتی نیکو که بر تن برود نوری به دل پیوندد و آن نور تخم سعادت است و هر معاملتی زشت که بکند ظلمتی به دل پیوندد و آن ظلمت تخم شقاوت است و به سبب این علاقه آدمی را بدین عالم آورده اند تا از این تن دامی سازد و آلتی، تا خویشتن را صفات کمال حاصل کند.

و بدان که کتاب صنعتی است که صفت دل است، ولیکن فعل آن با انگشت است. اگر کسی خواهد که خط وی نیکو شود، تدبیر آن بود که به تکلف خط می نویسد تا اندرون وی نقش خط نیکو بپذیرد و چون پذیرفت، انگشت وی آن صورت از باطن گرفتن گیرد و بنویسد، پس همچنین از فعل نیکوی بیرون، درون وی خلق نیکو بگیرد و چون صفت و خلق درون نیکو شد، آنکه افعال به صفت آن خلق شود.

پس اول همه سعادات اعمال خیر است به تکلف و ثمره وی آن است که درون وی صفت خیر گیرد، آنگاه نور آن باز بیرون افتد و اعمال خیر به طوع اندر پذیرفتن ایستد. و سر این آن علاقه است که میان دل و تن است که اندر آن اثر همی کند و آن اندر این و برای این است که فعل به غفلت رود حبطه است که آن فعل دل را هیچ صفت ندهد که دل از آن غافل بود.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی رابطه بین دل و تن در مسیر کمال انسانی می‌پردازد. دل به عنوان اصلی‌ترین عضو برای رسیدن به عالم ملکوت و نزدیکی به الهیت مطرح شده و تأکید می‌شود که دل باید در کمال و جمال باشد تا بتواند حقیقت را درک کند. همچنین، دل و تن دو موجود متفاوت هستند که دل ارتباطی خاص با تن دارد. اعمال نیک و زشت انسان بر دل تأثیر می‌گذارد و دلی که از نیکی‌ها تغذیه می‌کند، نور آفریده و برعکس، اعمال زشت باعث تاریکی دل می‌شود. نویسنده به اهمیت تلاش برای نوشتن کارهای نیک اشاره می‌کند و معتقد است که با انجام اعمال نیک، صفات خوب در دل شکل می‌گیرد. در نتیجه، افعال انسان به صورت طبیعی و بدون غفلت از دل نیکو نشأت می‌گیرد. در نهایت، ارتباط عمیق بین دل و تن تأکید می‌شود و چنین ارتباطی می‌تواند به فرآیند رشد و کمال انسان کمک کند.