نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۱ - پیدا کردن عجب و آفت آن غزالی

امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات

بدان که عجب از کارهای مذموم است و رسول(ص) گفت، «سه چیز مهلک است: بخل و هوا و عجب» و گفت، «اگر معصیت نکنید ترسم بر شما از چیزی که بتر است از گناه و معصیت و آن عجب است». و عایشه رضی الله عنه را گفتند، «مرد کی بدکردار باشد؟» گفت، «چون پندارد که نیکو کردار است و آن پندار عجب بود». ابن مسعود همی گوید رحمهم الله، «هلاک مرد اندر دو چیزی است: عجب و نومیدی». و از این سبب گفته اند که نومید اندر طلب سست بود. و معجب همچنین که پندارد که خود بی نیاز است از طلب.

و مطرف گوید، «همه شب بخسبم و بامداد شکسته و ترسان برخیزم و دوست تر دارم از آن که همه شب نماز کنم و بامداد تکبر و عجب کنم». و بشر بن منصور یکروز نماز بامداد دراز همی کرد. یکی به تعجب اندر عبادت وی نگریست. چون سلام باز داد گفت، «یا جوانمرد! تعجب مکن که ابلیس مدتهای دراز عبادت همی کرد و خاتمت وی دانی که چه بود».

و بدان که از عجب آفتها تولد کند. یکی کبر بود که خود را از دیگران بهتر داند و دیگر آن که گناهان خود را با یاد نیاورد و آنچه با یاد آورد به تدارک آن مشغول نشود و پندارد که خود آمرزیده است و اندر عبادت شکرگوی نباشد و پندارد که خود از آن بی نیاز است. و آفت عبادت خود بنداند و طلب نکند و پندارد که خود بی آفت است و هراس از دل وی بشود و از مکر حق تعالی ایمن بود و خویشتن را به نزد حق تعالی محلی شناسد به عبادتی که آن خود نعمت حق تعالی است بر وی و بر خویشتن ثنا گوید و تزکیت کند. چون به علم خویش معجب بود از کسی سوال نکند و اگر با وی به خلاف رای وی چیزی گویند نشنود و ناقص ماند و نصیحت کس نشنود.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عجب یکی از ویژگی‌های مذموم است و پیامبر (ص) فرمود که سه چیز مهلک وجود دارد: بخل، هوا و عجب. عجب ممکن است بدتر از معصیت باشد، زیرا انسان را به گناه می‌کشاند. عایشه (رضی الله عنها) نیز بیان کرده که فرد بدکردار کسی است که خود را نیکو کردار می‌پندارد و این همان عجب است. ابن مسعود (رحمت الله علیه) می‌گوید که هلاکت انسان در دو چیز است: عجب و نومیدی. افرادی که دچار عجب می‌شوند، خود را بی‌نیاز از طلب می‌دانند. مطرف می‌گوید که ترجیح می‌دهد شب را بخوابد و صبح با ترس و شکسته‌نفسی برخیزد، تا اینکه شب را در عبادت بگذراند و صبح متکبر و عجب‌زده باشد. بشر بن منصور در میانسالی عبادت طولانی داشت و فردی او را بخاطر عبادتش تحسین کرد، که او یادآور شد ابلیس نیز مدت‌ها عبادت کرده بود، اما عاقبتش خوب نبود. عجب باعث پیدایش آسیب‌هایی مانند کبر، فراموشی گناهان، و عدم شکرگزاری در عبادت می‌شود. فرد معجب ممکن است از جستجوی علم خودداری کند و نصیحت دیگران را نپذیرد، که این مسائل مانع از پیشرفت او خواهد شد. در نهایت، عجب باعث تعلق خاطر انسان به خود می‌شود و او را از تواضع و حقیقت بازمی‌دارد.