بخش ۹۲ - حقیقت عجب و ادلال غزالی
امام محمد غزالی / رکن سوم - رکن مهلکات
بدان که هر که را حق تعالی نعمتی داد چون علم و توفیق عبادت و غیر آن و از زوال آن هراسان بود و همی ترسد که از وی بازستانند، این معجب نبود و اگر ترسان نباشد و بدان شاد بود از آن وجه که نعمت و عطیت حق تعالی است نه از آن وجه که صفت وی است، هم معجب نباشد اما اگر شاد بدان بود که صفت وی است و از آن غافل ماند که این نعمت حق تعالی است و از هراس آن خالی بود، این شادی بدین صفت عجب باشد، و اگر باز آن به هم خود را حقی داند بر خدای تعالی، و این عبادت خویش خدمتی پسندیده داند، این را ادلال گویند که خود را دالتی همی داند و چون کسی را چیزی دهد و آن عظیم بود اندر دل وی، معجب بود و اگر با آن به هم از وی خدمت و مکافات بیوسد ادلال این بود. و رسول(ص) گفت که «نماز کسی که بدان دالت کند از سر وی برنگذرد»، و گفت، «اگر همی خندی و به تقصیر خویش مقری، بهتر از آن که همی گریی و آن کاری دانی».
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توضیح وضعیت افرادی میپردازد که نعمتهای الهی مانند علم و توفیق عبادت را دریافت کردهاند. نویسنده بیان میکند که اگر کسی از زوال این نعمتها هراسان باشد، چنین ترسی طبیعی است، اما اگر شخص از این نعمتها به عنوان صفات خود شاد باشد، این شادی به خودی خود عجب و خودبزرگبینی است. همچنین، اگر فرد خود را در برابر خداوند حقی بداند و عبادت خود را خدمت ارزشمندی ببیند، به این حالت «ادلال» گفته میشود. نویسنده اشاره میکند که احترام و توجه به نعمتهای الهی باید محور باشد و تلاش برای بهبود خود در عبادت نیز مهم است. در نهایت، پیام واضحی درباره اهمیت تواضع و آگاهی از منبع حقیقی نعمتها وجود دارد.