نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۳ - پیدا کردن تفکر که برای چه می باید غزالی

امام محمد غزالی / رکن چهارم - رکن منجیات

بدان که آدمی را در ظلمت و جهل آفریده اند و در جهل وی را به نوری حاجت است که از آن ظلمت بیرون آید و راه به کار خویش داند که چه می باید کرد و از کدام سو باید رفت، از سوی دنیا یا از سوی آخرت. و به خود مشغول می باید بود یا به حق؟ و این پیدا نشود الا به نور معرفت. و نور معرفت از تفکر پدید آید، چنان که کسی در تاریکی عاجز باشد و راه نبرد، سنگ بر آهن زند تا از وی نور آتش پدید آید و چراغ برافروزد. از آن چراغ حالت وی بگردد تا بینا شود و راه از بی راهی بشناسد، پس رفتن گیرد. همچنین مثل آن دو علم که اصل است و میان ایشان جمع می باید کرد تا معرفت سیم تولد کند چون سنگ و آهن است و مثل تفکر چون زدن سنگ است بر آهن و مثل معرفت چون نور است که از وی پدید آید تا از آن حالت دل بگردد و چون حال دل بگردد کار و عمل بگردد، چون بدید مثلا که اخرت بهتر است پشت با دنیا کند و روی به آخرت آرد.

پس تفکر برای سه چیز است: معرفتی و حالتی و عملی، ولکن عمل تبع حالت است و حالت تبع معرفت است و معرفت تبع تفکر است، پس اصل و کلید همه خیرات است و فضیلت وی بدین پیدا شود.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیان می‌کند که انسان در ظلمت و جهل آفریده شده و برای خروج از این جهل به نوری نیاز دارد که او را به شناخت درست برساند. برای رسیدن به این نور، باید فکر کند و از طریق تفکر، معرفت پیدا کند. همان‌طور که در تاریکی کسی نمی‌تواند راهش را پیدا کند، با تفکر و آگاهی، فرد می‌تواند راه درست را شناسایی کند و تصمیم بگیرد که به کدام سو برود: دنیا یا آخرت. تفکر، معرفت و عمل سه مرحله‌ای هستند که به هم وابسته‌اند؛ معرفت حاصل تفکر است، حالت دل به آن بستگی دارد و عمل هم ناشی از حالت است. بنابراین، تفکر کلید خیرات و فضایل است و مهم‌ترین آن، شناخت درست از مسیر زندگی است.