شمارهٔ ۵۷ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز جورت بس که شبها ناله چون مرغ سحر کردم
ز بیداد تو مرغان سحر را با خبر کردم
به راه عشق هرکس اوفتاد از پا به سر پوید
خلاف من کز اول گام ترک پا و سر کردم
اگر عشاق را خون جگر اشک روان گردد
من از عشق تو اشک چشم را خون جگر کردم
شنیدم کاتش دل می نشاند اشک چشم ما
ندیدم بلکه من از آتش دل دیده تر کردم
پر پروانه از شمع محبت سوخت اما من
سراپا خویش را از پرتو این شمع پر کردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این قطعه شعر به بیان عشق و درد ناشی از آن میپردازد. شاعر به شبها و نالههای خود اشاره میکند که ناشی از بیداد معشوق است. او میگوید که در راه عشق، بسیاری از عاشقان دچار آسیب و مشکل میشوند، اما او از همان ابتدا به کل وجود خود در این مسیر پرداخته است. شاعر همچنین به اشکها و رنجهایی که از عشق معشوق بر دلش مینشیند، اشاره میکند و میگوید که آتش عشق او چشمانش را تر کرده است. در نهایت، او خود را به گونهای پر از نور و محبت میبیند، مانند پروانهای که از شمع عشق میسوزد.