نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ سراج قمری

سراج قمری / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

گرفته ای زلب لعل، روی من در زر

چو دیده ای که ترا و مراست درخور زر

وصال سیمبر تو که چون زر است عزیزا

میسرم شود، ار گرددم میسر زر

زچشم پرگهر خویش روی تر دارم

که خوشتر آمد نهمار چون شود تر زر

زاشک روی چه خیزد مرا که چون نرگس

به چشم نایدت ارسیم باشدم ار زر

زتاب آذر مهر و هوات پیچانم

از آنکه پیچان گردد زتاب آذر زر

چو نقش آینه روی از تو برنگردانم

که را دریغ بود از تو سیم پیکر زر

به عهد جود خداوند بس عجب نبود

اگر رخم شود از عشق تو سراسر زر

پناه فضل، ابوالفضل فخر دولت ودین

که شد چو خاک به پیش کفش محقر زر

تویی که رسم ترازو به عهد تو برخاست

که نزد جود تو با سنگ شد برابر زر

به عهد حکم تو بر هیچکس نیاید ظلم

زدست سیمکش راد تو، مگر بر زر

تو آن خجسته تنی کز خواص اقبالت

جهان گرفت رخ بدسگال را در زر

به بوی آنکه کند بر کفت مگر گذری

به بوستان کند از چشم خویش عبهر زر

زچهره ی عدوت، گشت عیش من چوشکر

که عیشها را شیرین کند چو شکر زر

زبهر آنکه به روی عدوی تو ماند

هزار زخم زضراب خورد بر سر زر

چو زر کوه زاندازه ی سخات کم است

به دار ضرب فلک می زنند از اختر زر

به نزد همت تو بس محقر آید هم

وگر زند کف گردون زقرصه ی خور زر

ز زر عجب نبود گر گرفت برآرد خاک

که خاک بود هم از ابتدا به گوهر زر

زبیم بخشش تو باشد این که گهگاهی

همی گریزد در زینهار خنجر زر

زغایت طرب آنکه بر کفت گذرد

برآید از کمر کوه سرخ رو هر زر

زبخشش تو چو زر را نماند نام و نشان

روا مدار که گویم به عهد تو زر زر

مقرر است که رویم زبی زری چو زر است

چه باشد ار به من از تو شود مقرر زر؟

همیشه تا که بود بر کنار آینه سیم

مدام تا که بود در میان زیور، زر،

زاشک بادا در دامن عدوی تو، سیم

زکان جود تو در آستین چاکر زر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر با زبانی زیبا و پرمعنا، به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. او عشق را مانند زر و طلا توصیف می‌کند و می‌گوید که وصال معشوق برای او ارزشمندتر از هر چیزی است. در عین حال، شاعر به محبت و سخاوت معشوق اشاره می‌کند و از نعمت‌های او سخن می‌گوید. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی‌اش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی در سختی‌ها، عشق معشوق به او قوت و امید می‌بخشد. شعر نمایانگر احساسات عمیق و زیبایی‌شناسی شاعری است که عشق را در بالاترین مقام می‌داند.