شمارهٔ ۱ سراج قمری
سراج قمری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هین در فکن به جام، شراب مغانه را
پرنور کن ز قبلهٔ زردشت خانه را
سرد است، گرم کن ز تف آتش شراب
این هفت سردسیر خراب زمانه را
هرچند ضد یکدگرند این چهار طبع
یک باده آشتی دهد این چارگانه را
از پردهٔ عراق دل من ملول شد
یک ره بزن به پردهٔ دیگر چغانه را
خواهی که دل چو لاله ز آن ده تهی کنی
پرکن ز می چو غنچه لبالب چمانه را
یک ره به یک دو باده، سبکسار شو از آنک
بار گران ضعیف کند زور شانه را
در پا فکنده دان ز گرانی تو سنگ را
بر سر نهاده از سبکی بین تو شانه را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به دعوت به نوشیدن شراب و شادی میپردازد و از تأثیر مثبت شراب بر زندگی و روح انسان صحبت میکند. او به این نکته اشاره میکند که با نوشیدن شراب میتوان به آرامش و آشتی درونی دست یافت، حتی اگر طبیعت انسانها متفاوت باشد. شاعر همچنین از دلتنگی خود برای زیباییهای عراق صحبت کرده و میخواهد دلش را از غمها خالی کند. او به قدرت شراب اشاره میکند که میتواند بارهای سنگین زندگی را سبکتر کند و در نهایت به اهمیت شادی و پرکردن دل از عشق و شور زندگی میپردازد.