شمارهٔ ۱۱ سراج قمری
سراج قمری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
در این دوران تنی محرم نیابی
لبی خندان، دلی خرم نیابی
همی خور عشوه این چرخ بدمهر
کزاین آیینه الا دم نیابی
در آن موضع که جای آدمی بود
زسگ کمتر چه باشد؟هم نیابی
از این دزد آشیان دهر بگریز
که شادی بیش و محنت کم نیابی
مبند اندر جهان دل، زانکه عهدش
چو بنیاد با محکم نیابی
در این محنت کده دل را به غم ده
که دلجویی برون از غم نیابی
در این نه حقه ی زنگار ماویز
که در وی درد را مرهم نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساس تنهایی و ناامیدی در زندگی میپردازد. شاعر میگوید در این دوران نه هیچ دوستی را میتوان یافت و نه شادی و خوشی واقعی. او از بیوفایی دنیا و عدم وجود محبت و خوشحالی مینالد و به این نتیجه میرسد که در زندگی، جز غم و درد چیزی نمیتواند یافت. او انسانها را به فرار از دنیای پر از نیرنگ و فریب دعوت میکند و به مخاطب هشدار میدهد که دل را به هیچچیز در این جهان نبندد، زیرا پایههای آن محکم نیستند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در دنیای پر از درد و رنج، امید به شادی و آسایش وجود ندارد.