نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸ سراج قمری

سراج قمری / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سرو، نازان شود ز رفتارش

پسته، شیرین شود ز گفتارش

شادی سنبل، بنفشه دمش

برخی پسته ی شکربارش

همه نقش است خط چون مورش

همه پیچ است زلف چون مارش

پیش گلزار روی و سرو قدش

سرو پست وی است و گلزارش

برصف عقل من شکست آورد

شکن طره ی زره وارش

گل مسکین چه کرد در حقش

که به هر لحظه می نهد خارش؟

کار دل همچو سایه بی نور اسن

تا لبفکند سایه بر کارش

حق به دست وی است، کی ماند

سایه با آفتاب دیدارش؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت خاص یک معشوق اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیه‌های مختلف، ویژگی‌های معشوق را توصیف می‌کند. او به رفتار ناز و کلام شیرین او اشاره می‌کند که باعث شادی دیگران می‌شود. معشوق با زلف‌های پیچیده و قامت بلندی که دارد، همچون سروی است که در باغ می‌درخشد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که عقلش تحت تاثیر زیبایی معشوق قرار گرفته و حسرتی در دل دارد. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که معشوق در دست خداوند است و سایه عشق او همیشه بر دل عاشق قرار دارد.