نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ سراج قمری

سراج قمری / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تا توانی زکس امید مدار

زانکه کس لهو را به غم نفروخت

زانکه از پیش شمع، پروانه

روشنایی امید داشت و بسوخت

با عدو هیچوقت صلح مکن

که بجز جنگ و کینه نتوان توخت

باد با خاک جنگ کرد و بجست

پنبه با موم صلح کرد و بسوخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به این موضوع اشاره دارد که باید از دیگران انتظار امید نداشته باشیم، زیرا کسی نمی‌تواند شادی را با غم معاوضه کند. همچنین، با دشمنان هیچ‌گونه صلحی برقرار نکنیم، زیرا نتیجه‌ای جز جنگ و کینه نخواهد داشت. در انتها، مثالی از رقابت بین باد و خاک و همچنین پنبه و موم آورده می‌شود که نشان‌دهنده زبونی صلح در برابر خصومت است.