نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شماره ۲۶ - مناجات نامه میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / سایر اشعار / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

الهی به مستان جام شهود

به عقل‌آفرینان بزم وجود

به ساغرکشان شراب ازل

به میخوارگان می لم یزل

به آنانکه بی‌باده مست آمدند

ننوشیده می می‌پرست آمدند

به سوز دل سوزناکان عشق

به آلودگی‌های پاکان عشق

به حسنی که شد از ازل آشکار

به عشقی که شد حسن را پرده‌دار

که از خویشتن سوی خویشم بخوان

عجب دور ماندم به پیشم بخوان

دلم مجمر آتش طور کن

گلم ساغر آب انگور کن

خُمِ می دگرباره سرجوش زد

صلایی به رند قدح‌نوش زد

صراحی بنوشید چندان شراب

که افتاد و قی کرد مست و خراب

کف می مه و درد او هاله شد

قدح را لب از باده تبخاله شد

جهان نرد دان تخته او سپهر

بود کعبتین وی این ماه و مهر

که هر روز چون بازی تخته نرد

به کام یکی گردد این کرد کرد

بیا تا به میناش سنگ افکنیم

خمش را به مینای می بشکنیم

دل و دیده بر دور ساغر نهیم

ز دوران این چرخ دون وارهیم

چه سر پنجه خصم برتافتی

به مردی به دشمن ظفر یافتی

پس آنگه به کام دل دوستان

بزن جام در ساحت بوستان

چو خوردی یکی جرعه بر خاک ریز

دگر جرعه بر خم افلاک ریز

که چون خاک را باشد از می نصیب

نشاید که بی‌بهره ماند حبیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و حضور در بزم وجود و مستی از شراب معنوی است. شاعر با اشاره به کسانی که بدون نوشیدن باده، در عشق مست شده‌اند، به سوز و شوق دل عاشقان می‌پردازد. او از زیبایی‌های عالم و عشق الهی سخن می‌گوید و به دوری خود از عشق و خویشتن اشاره کرده و می‌خواهد دلش مانند آتش شفاف شود. شاعر توصیف می‌کند که در دنیای تیره، عشق باید با شراب معرفت و آگاهی سیراب شود. او به ایجاد وصال و شادی در کنار دوستان و نوشیدن باده‌ای که نماد خوشی و عشق است، دعوت می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که هیچکس نباید از نعمت عشق بی‌بهره بماند.