نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۰۳ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

روز وصلِ دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران، یاد باد

کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت

بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارِغَند از یادِ من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق‌گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مُدام

زنده رودِ باغ‌ِ کاران یاد باد

رازِ حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حافظ به یاد روزهای خوش وصل یاران و دوستان سروده شده‌است. روزهایی که شاعر با یاران و محبوبان باوفا و باصفا به شادی می می‌نوشیده است اما امروز کام او از تلخی‌های روزگار همچون زهر شده است. شاعر می‌گوید اگرچه آن یاران او را فراموش کرده‌اند اما او آنها را همیشه به‌خاطر و یاد دارد و باغ‌های آن خاطرات را با اشک روان خود آبیاری می‌کند و گل‌های باغ را تازه و خوش نگه می‌دارد. در پایان حافظ می‌سراید که رازها و اسرار آن محبوبان را برای همیشه نگه می‌دارد در روزگاری که محرمان راز از دست شده‌اند.