غزلیات — دیوان حافظ
فهرست شعرها
- غزل شمارهٔ ۲ — صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟
- غزل شمارهٔ ۱ — اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
- غزل شمارهٔ ۷ — صوفی بیا که آیِنِه، صافیست جام را
- غزل شمارهٔ ۸ — ساقیا برخیز و دَردِه جام را
- غزل شمارهٔ ۴ — صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را
- غزل شمارهٔ ۶ — به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟
- غزل شمارهٔ ۱۰ — دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
- غزل شمارهٔ ۱۱ — ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
- غزل شمارهٔ ۳ — اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را
- غزل شمارهٔ ۱۲ — ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما
- غزل شمارهٔ ۹ — رونق عهد شباب است دگر بُستان را
- غزل شمارهٔ ۵ — دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
- غزل شمارهٔ ۱۶ — خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
- غزل شمارهٔ ۲۳ — خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست
- غزل شمارهٔ ۱۸ — ساقیا آمدنِ عید، مبارک بادت
- غزل شمارهٔ ۲۰ — روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
- غزل شمارهٔ ۱۳ — میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب
- غزل شمارهٔ ۲۱ — دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
- غزل شمارهٔ ۲۴ — مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
- غزل شمارهٔ ۱۴ — گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
- غزل شمارهٔ ۱۵ — ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟
- غزل شمارهٔ ۱۷ — سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت
- غزل شمارهٔ ۱۹ — ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟
- غزل شمارهٔ ۲۲ — چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
- غزل شمارهٔ ۳۲ — خدا چو صورتِ ابرویِ دلگشای تو بست
- غزل شمارهٔ ۳۵ — برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟
- غزل شمارهٔ ۳۶ — تا سرِ زلفِ تو در دستِ نسیم افتادست
- غزل شمارهٔ ۳۴ — رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
- غزل شمارهٔ ۲۵ — شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست
- غزل شمارهٔ ۲۷ — در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
- غزل شمارهٔ ۲۸ — به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
- غزل شمارهٔ ۲۹ — ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟
- غزل شمارهٔ ۳۰ — زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست
- غزل شمارهٔ ۳۳ — خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است
- غزل شمارهٔ ۳۱ — آن شبِ قدری که گویند اهلِ خلوت امشب است
- غزل شمارهٔ ۲۶ — زلفآشفته و خِویکرده و خندانلب و مست
- غزل شمارهٔ ۳۸ — بی مِهرِ رُخَت روزِ مرا نور نماندست
- غزل شمارهٔ ۴۱ — اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُلبیز است
- غزل شمارهٔ ۴۳ — صَحنِ بُستان ذوقبخش و صحبتِ یاران خوش است
- غزل شمارهٔ ۴۰ — اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است
- غزل شمارهٔ ۴۵ — در این زمانه، رفیقی که خالی از خَلَل است
- غزل شمارهٔ ۴۴ — کُنون که بر کفِ گُل، جامِ بادهٔ صاف است
- غزل شمارهٔ ۴۲ — حالِ دل با تو گفتنم، هوس است
- غزل شمارهٔ ۳۹ — باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟
- غزل شمارهٔ ۳۷ — بیا که قصرِ اَمَل سخت سستبنیادست
- غزل شمارهٔ ۴۸ — صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
- غزل شمارهٔ ۴۷ — به کویِ میکده هر سالِکی که رَه دانست
- غزل شمارهٔ ۴۶ — گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است
- غزل شمارهٔ ۵۵ — خَمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است
- غزل شمارهٔ ۵۰ — به دامِ زلفِ تو دل مبتلایِ خویشتن است
- غزل شمارهٔ ۵۴ — ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است
- غزل شمارهٔ ۵۷ — آن سیهچَرده که شیرینیِ عالَم با اوست
- غزل شمارهٔ ۵۲ — روزْگاریست که سودایِ بُتان، دینِ من است
- غزل شمارهٔ ۵۳ — منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
- غزل شمارهٔ ۶۰ — آن پیکِ ناموَر که رسید از دیارِ دوست
- غزل شمارهٔ ۵۱ — لَعْلِ سیرابِ بهخونتشنه، لَبِ یارِ من است
- غزل شمارهٔ ۵۶ — دل سراپردهٔ محبتِ اوست
- غزل شمارهٔ ۵۸ — سرِ ارادتِ ما و آستانِ حضرت دوست
- غزل شمارهٔ ۵۹ — دارم امید عاطفتی از جناب دوست
- غزل شمارهٔ ۴۹ — روضهٔ خُلدِ برین خلوتِ درویشان است
- غزل شمارهٔ ۶۱ — صبا اگر گذری اُفتَدَت به کشور دوست
- غزل شمارهٔ ۶۳ — رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست
- غزل شمارهٔ ۶۸ — ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
- غزل شمارهٔ ۷۰ — مردم دیدهٔ ما جز به رُخَت ناظر نیست
- غزل شمارهٔ ۶۶ — بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاریست
- غزل شمارهٔ ۶۲ — مرحبا ای پیکِ مشتاقان بده پیغامِ دوست
- غزل شمارهٔ ۶۹ — کس نیست که افتادهٔ آن زلفِ دوتا نیست
- غزل شمارهٔ ۶۷ — یا رب این شمع دلافروز ز کاشانهٔ کیست؟
- غزل شمارهٔ ۷۲ — راهیست راهِ عِشْق که هیچَش کِنارِه نیست
- غزل شمارهٔ ۶۴ — اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
- غزل شمارهٔ ۶۵ — خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست؟
- غزل شمارهٔ ۷۱ — زاهِدِ ظاهِرپَرَست از حالِ ما، آگاه نیست
- غزل شمارهٔ ۷۵ — خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست
- غزل شمارهٔ ۷۸ — دیدی که یار، جُز سَرِ جور و سِتَم نَداشت
- غزل شمارهٔ ۸۳ — گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت
- غزل شمارهٔ ۷۴ — حاصلِ کارگه کون و مکان این همه نیست
- غزل شمارهٔ ۸۲ — آن تُرکِ پَری چِهره که دوش اَز بَرِ ما رَفت
- غزل شمارهٔ ۷۷ — بُلْبُلی، بَرگِ گُلی خوشرَنْگ در مِنْقار داشت
- غزل شمارهٔ ۷۹ — کُنون که میدَمَد از بوستان، نَسْیمِ بِهِشْت
- غزل شمارهٔ ۸۴ — ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
- غزل شمارهٔ ۸۱ — صُبْحْدَم، مُرْغِ چَمَن با گلِ نوخاسْتِه گُفْت
- غزل شمارهٔ ۷۶ — جُز آسْتان تواَم در جَهان، پَناهی نیست
- غزل شمارهٔ ۸۰ — عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!
- غزل شمارهٔ ۷۳ — روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیست
- غزل شمارهٔ ۹۶ — دردِ ما را نیست درمان الغیاث
- غزل شمارهٔ ۹۱ — ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
- غزل شمارهٔ ۹۲ — میرِ من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
- غزل شمارهٔ ۸۵ — شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت
- غزل شمارهٔ ۹۳ — چه لطف بود که ناگاه رَشحِهٔ قَلَمَت
- غزل شمارهٔ ۸۶ — ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
- غزل شمارهٔ ۸۸ — شنیدهام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت
- غزل شمارهٔ ۹۵ — مدامم مست میدارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
- غزل شمارهٔ ۸۷ — حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
- غزل شمارهٔ ۹۰ — ای هدهد صبا به سبا میفرستمت
- غزل شمارهٔ ۸۹ — یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
- غزل شمارهٔ ۹۴ — زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
- غزل شمارهٔ ۱۰۳ — روز وصلِ دوستداران یاد باد
- غزل شمارهٔ ۱۰۷ — حُسن تو همیشه در فزون باد
- غزل شمارهٔ ۹۷ — تویی که بر سرِ خوبانِ کشوری چون تاج
- غزل شمارهٔ ۹۹ — دلِ من در هوایِ روی فرخ
- غزل شمارهٔ ۱۰۰ — دی پیر میفروش که ذکرش به خیر باد
- غزل شمارهٔ ۱۰۱ — شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بیبنیاد
- غزل شمارهٔ ۱۰۶ — تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد
- غزل شمارهٔ ۱۰۸ — خسروا گویِ فلک در خَمِ چوگان تو باد
- غزل شمارهٔ ۹۸ — اگر به مذهبِ تو خونِ عاشق است مُباح
- غزل شمارهٔ ۱۰۲ — دوش آگهی ز یارِ سفر کرده داد باد
- غزل شمارهٔ ۱۰۵ — صوفی ار باده به اندازه خورَد نوشش باد
- غزل شمارهٔ ۱۰۴ — جمالت آفتابِ هر نظر باد
- غزل شمارهٔ ۱۱۸ — آن کس که به دست جام دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۹ — دلی که غیب نمای است و جامِ جم دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۳ — بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
- غزل شمارهٔ ۱۰۹ — دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
- غزل شمارهٔ ۱۱۴ — همایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتد
- غزل شمارهٔ ۱۱۰ — پیرانه سَرم عشقِ جوانی به سر افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۱۶ — کسی که حُسن و خَطِ دوست در نظر دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۵ — درختِ دوستی بنشان که کامِ دل به بار آرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۰ — بتی دارم که گِرد گل ز سُنبل سایهبان دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۲ — آن که رخسارِ تو را رنگِ گل و نسرین داد
- غزل شمارهٔ ۱۱۷ — دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد
- غزل شمارهٔ ۱۱۱ — عکسِ رویِ تو چو در آینهٔ جام افتاد
- غزل شمارهٔ ۱۲۷ — روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۳۲ — به آبِ روشنِ می، عارفی طهارت کرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۲ — هر آنکه جانِبِ اَهْلِ خُدا نگه دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۴ — آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۸ — نیست دَر شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد
- غزل شمارهٔ ۱۳۰ — سحر بلبل حکایت با صبا کرد
- غزل شمارهٔ ۱۲۵ — شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۶ — جان، بیجمالِ جانان میلِ جهان ندارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۳ — مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد
- غزل شمارهٔ ۱۲۹ — اگر نه باده غمِ دل ز یادِ ما بِبَرَد
- غزل شمارهٔ ۱۲۱ — هر آن کاو خاطِرِ مَجموع و یارِ نازنین دارد
- غزل شمارهٔ ۱۳۱ — بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۰ — دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۶ — دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۹ — رو بر رَهَش نهادم و بر من گذر نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۴ — بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۸ — یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۵ — چو باد، عزمِ سرِ کویِ یار خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۱۳۳ — صوفی نَهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کَرْد
- غزل شمارهٔ ۱۳۷ — دل از من بُرد و روی از من نهان کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۲ — دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۴ — به سِرِّ جامِ جم آنگه نظر توانی کرد
- غزل شمارهٔ ۱۴۱ — دیدی ای دل که غمِ عشق دگربار چه کرد؟
- غزل شمارهٔ ۱۴۳ — سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
- غزل شمارهٔ ۱۴۶ — صبا وقتِ سحر بویی ز زلفِ یار میآورد
- غزل شمارهٔ ۱۴۸ — یارم چو قدحْ به دست گیرد
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — سحر چون خسرو خاور، عَلَم بر کوهساران زد
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — اگر روم ز پِیاش فتنهها برانگیزد
- غزل شمارهٔ ۱۴۷ — نسیمِ بادِ صبا دوشم آگهی آورد
- غزل شمارهٔ ۱۵۰ — ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
- غزل شمارهٔ ۱۵۱ — دَمی با غم به سر بردن، جهان یک سر نمیارزد
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — در ازل پرتوِ حُسنت ز تجلی دَم زد
- غزل شمارهٔ ۱۴۵ — چه مستی است؟ ندانم که رو به ما آورد
- غزل شمارهٔ ۱۴۹ — دلم جز مِهرِ مَهرویان، طریقی بر نمیگیرد
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — خوش آمد گُل وز آن خوشتر نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — گل بیرخِ یار خوش نباشد
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — هر که را با خطِ سبزت سرِ سودا باشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — نفسِ بادِ صبا مُشکفشان خواهد شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — روزِ هجران و شبِ فُرقَتِ یار آخر شد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — گداخت جان که شود کارِ دل تمام و نشد
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — نقدِ صوفی نه همه صافیِ بیغَش باشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — ستارهای بدرخشید و ماهِ مجلس شد
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — عشقِ تو نهالِ حیرت آمد
- غزل شمارهٔ ۱۸۰ — ای پستهٔ تو خنده زده بر حدیثِ قند
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — صبا به تهنیتِ پیرِ مِیفروش آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — مژده ای دل که دگر بادِ صبا بازآمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — دوش از جنابِ آصف، پیکِ بشارت آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۶ — سَحَرم دولتِ بیدار به بالین آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — در نمازم خَمِ ابرویِ تو با یاد آمد
- غزل شمارهٔ ۱۷۷ — نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
- غزل شمارهٔ ۱۷۹ — رسید مژده که ایّامِ غم نخواهد ماند
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — یاری اندر کس نمیبینیم، یاران را چه شد؟
- غزل شمارهٔ ۱۷۸ — هر که شد مَحرمِ دل در حرمِ یار بِمانْد
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — زاهدِ خلوتنشین، دوش به مِیخانه شد
- غزل شمارهٔ ۱۸۵ — نقدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرند؟
- غزل شمارهٔ ۱۹۰ — کِلکِ مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
- غزل شمارهٔ ۱۸۶ — گر مِیفروش حاجتِ رندان روا کند
- غزل شمارهٔ ۱۹۱ — آن کیست کز رویِ کرم، با ما وفاداری کند
- غزل شمارهٔ ۱۸۹ — طایرِ دولت اگر باز گذاری بِکُنَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۱ — بعد از این دستِ من و دامنِ آن سروِ بلند
- غزل شمارهٔ ۱۸۸ — مرا به رندی و عشق، آن فضول عیب کُنَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۲ — حَسْبِ حالی نَنِوِشتی و شد ایّامی چند
- غزل شمارهٔ ۱۸۴ — دوش دیدم که ملائک درِ میخانه زدند
- غزل شمارهٔ ۱۸۷ — دلا بسوز که سوزِ تو کارها بِکُنَد
- غزل شمارهٔ ۱۸۳ — دوش وقتِ سَحَر، از غُصّه نجاتم دادند
- غزل شمارهٔ ۱۹۲ — سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمیکند؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۱ — شرابِ بیغَش و ساقیِّ خوش دو دامِ رهند
- غزل شمارهٔ ۱۹۸ — گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟
- غزل شمارهٔ ۲۰۳ — سالها دفترِ ما در گرو صَهبا بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۴ — یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۲ — بُوَد آیا که درِ میکدهها بگشایند؟
- غزل شمارهٔ ۱۹۷ — شاهدان گر دلبری زین سان کنند
- غزل شمارهٔ ۱۹۶ — آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
- غزل شمارهٔ ۱۹۹ — واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند
- غزل شمارهٔ ۱۹۵ — غلامِ نرگسِ مستِ تو تاجدارانند
- غزل شمارهٔ ۱۹۳ — در نظربازیِ ما، بیخبران، حیراناند
- غزل شمارهٔ ۱۹۴ — سَمَنبویان غبارِ غم چو بنشینند، بنشانند
- غزل شمارهٔ ۲۰۰ — دانی که چنگ و عود چه تَقریر میکنند؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۰ — دوش در حلقهٔ ما قصّهٔ گیسویِ تو بود
- غزل شمارهٔ ۲۱۳ — گوهرِ مخزنِ اسرار همان است که بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۸ — خستگان را چو طلب باشد و قُوَّت نَبُوَد
- غزل شمارهٔ ۲۱۲ — یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۹ — قتلِ این خسته به شمشیرِ تو تقدیر نبود
- غزل شمارهٔ ۲۰۵ — تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
- غزل شمارهٔ ۲۱۶ — آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۷ — یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
- غزل شمارهٔ ۲۱۴ — دیدم به خوابِ خوش که به دستم پیاله بود
- غزل شمارهٔ ۲۱۵ — به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟
- غزل شمارهٔ ۲۱۱ — دوش میآمد و رخساره برافروخته بود
- غزل شمارهٔ ۲۰۶ — پیش از اینَت بیش از این اندیشهٔ عُشّاق بود
- غزل شمارهٔ ۲۲۲ — از سرِ کویِ تو هر کو به ملالت برود
- غزل شمارهٔ ۲۲۰ — از دیده خونِ دل همه بر رویِ ما رَوَد
- غزل شمارهٔ ۲۱۹ — کنون که در چمن آمد گُل از عَدَم به وجود
- غزل شمارهٔ ۲۱۸ — در ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَد
- غزل شمارهٔ ۲۲۱ — چو دست بر سرِ زلفش زنم به تاب رَوَد
- غزل شمارهٔ ۲۲۷ — گر چه بر واعظِ شهر این سخن آسان نشود
- غزل شمارهٔ ۲۲۶ — ترسم که اشک در غمِ ما پردهدر شود
- غزل شمارهٔ ۲۲۳ — هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
- غزل شمارهٔ ۲۱۷ — مسلمانان مرا وقتی دلی بود
- غزل شمارهٔ ۲۲۸ — گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟
- غزل شمارهٔ ۲۲۵ — ساقی حدیثِ سرو و گل و لاله میرود
- غزل شمارهٔ ۲۲۴ — خوشا دلی که مدام از پِی نظر نرود
- غزل شمارهٔ ۲۳۵ — زهی خجسته زمانی که یار بازآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۳ — دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۴ — چو آفتاب مِی از مشرقِ پیاله برآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۰ — اگر به بادهٔ مُشکین دلم کشد، شاید
- غزل شمارهٔ ۲۳۹ — رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
- غزل شمارهٔ ۲۴۰ — ابرِ آذاری برآمد بادِ نوروزی وزید
- غزل شمارهٔ ۲۳۸ — جهان بر ابرویِ عید از هِلال وَسمه کشید
- غزل شمارهٔ ۲۳۷ — نفس برآمد و کام از تو بر نمیآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۱ — گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۶ — اگر آن طایرِ قدسی ز دَرَم بازآید
- غزل شمارهٔ ۲۳۲ — بر سرِ آنم که گر ز دست برآید
- غزل شمارهٔ ۲۲۹ — بخت از دهانِ دوست نشانم نمیدهد
- غزل شمارهٔ ۲۴۸ — ای صبا نَکهَتی از کویِ فُلانی به من آر
- غزل شمارهٔ ۲۵۱ — شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
- غزل شمارهٔ ۲۴۵ — الا ای طوطیِ گویایِ اسرار!
- غزل شمارهٔ ۲۵۰ — روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
- غزل شمارهٔ ۲۴۶ — عید است و آخِرِ گُل و یاران در انتظار
- غزل شمارهٔ ۲۴۹ — ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
- غزل شمارهٔ ۲۴۱ — معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید
- غزل شمارهٔ ۲۵۲ — گر بُوَد عمر، به میخانه رَسَم بارِ دِگَر
- غزل شمارهٔ ۲۴۷ — صبا ز منزلِ جانان گذر دریغ مدار
- غزل شمارهٔ ۲۴۳ — بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنید
- غزل شمارهٔ ۲۴۲ — بیا که رایتِ منصورِ پادشاه رسید
- غزل شمارهٔ ۲۴۴ — معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید
- غزل شمارهٔ ۲۵۷ — روی بِنْما و مرا گو که ز جان دل برگیر
- غزل شمارهٔ ۲۶۰ — ای سروِ نازِ حُسن که خوش میروی به ناز
- غزل شمارهٔ ۲۵۹ — منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
- غزل شمارهٔ ۲۶۴ — خیز و در کاسهٔ زر آبِ طَرَبناک انداز
- غزل شمارهٔ ۲۵۴ — دیگر ز شاخِ سروِ سَهی بلبلِ صبور
- غزل شمارهٔ ۲۶۱ — درآ که در دلِ خسته، توان درآید باز
- غزل شمارهٔ ۲۵۳ — ای خُرَّم از فروغِ رُخَت لاله زارِ عمر
- غزل شمارهٔ ۲۵۸ — هزار شُکر که دیدم به کامِ خویشت باز
- غزل شمارهٔ ۲۶۲ — حالِ خونین دلان که گوید باز؟
- غزل شمارهٔ ۲۶۳ — بیا و کَشتیِ ما در شَطِ شراب انداز
- غزل شمارهٔ ۲۵۵ — یوسفِ گمگشته بازآید به کنعان، غم مخور
- غزل شمارهٔ ۲۵۶ — نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
- غزل شمارهٔ ۲۷۵ — صوفی گُلی بچین و مُرَقَّع به خار بخش
- غزل شمارهٔ ۲۷۰ — دردِ عشقی کشیدهام که مَپُرس
- غزل شمارهٔ ۲۷۲ — باز آی و دلِ تنگِ مرا مونس جان باش
- غزل شمارهٔ ۲۶۷ — ای صبا گر بُگذری بر ساحلِ رودِ اَرَس
- غزل شمارهٔ ۲۷۳ — اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
- غزل شمارهٔ ۲۷۱ — دارم از زلفِ سیاهش گِلِه چندان که مَپُرس
- غزل شمارهٔ ۲۶۹ — دلا، رَفیقِ سفر بختِ نیکخواهت بس
- غزل شمارهٔ ۲۶۵ — برنیامد از تمنّایِ لَبَت کامم هنوز
- غزل شمارهٔ ۲۶۶ — دلم رمیدهٔ لولیوَشیست شورانگیز
- غزل شمارهٔ ۲۷۴ — به دورِ لاله، قدح گیر و بیریا میباش
- غزل شمارهٔ ۲۶۸ — گُلعِذاری ز گلستانِ جهان ما را بس
- غزل شمارهٔ ۲۷۶ — باغبان گر پنجروزی صحبتِ گل بایدش
- غزل شمارهٔ ۲۷۹ — خوشا شیراز و وضعِ بیمثالش
- غزل شمارهٔ ۲۸۰ — چو بر شکست صبا زلفِ عنبرافشانش
- غزل شمارهٔ ۲۷۷ — فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
- غزل شمارهٔ ۲۸۲ — بِبُرد از من قرار و طاقت و هوش
- غزل شمارهٔ ۲۸۴ — هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
- غزل شمارهٔ ۲۸۸ — کنارِ آب و پایِ بید و طبعِ شعر و یاری خوش
- غزل شمارهٔ ۲۸۱ — یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
- غزل شمارهٔ ۲۸۵ — در عهدِ پادشاهِ خطابخشِ جُرم پوش
- غزل شمارهٔ ۲۷۸ — شرابِ تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش
- غزل شمارهٔ ۲۸۶ — دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
- غزل شمارهٔ ۲۸۷ — ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش
- غزل شمارهٔ ۲۸۳ — سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — سَحَر به بویِ گلستان دَمی شدم در باغ
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — بامدادان که ز خلوتگَهِ کاخِ اِبداع
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — هزار دشمنم اَر میکنند قصدِ هلاک
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — در وفایِ عشقِ تو، مشهورِ خوبانم چو شمع
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — ما آزمودهایم در این شهر بختِ خویش
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — قسم به حشمت و جاه و جلالِ شاه شجاع
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — اگر شراب خوری جُرعهای فشان بر خاک
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — دلم رمیده شد و غافلم منِ درویش
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — مَجمَعِ خوبی و لطف است عِذار چو مَهَش
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — مقامِ امن و مِیِ بیغَش و رفیقِ شَفیق
- غزل شمارهٔ ۲۹۶ — طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — دارایِ جهان نصرتِ دین خسروِ کامل
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — خوش خبر باشی ای نسیمِ شِمال
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — اگر به کویِ تو باشد مرا مَجالِ وصول
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — هر نکتهای که گفتم در وصفِ آن شَمایل
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — به وقت گُل شدم از توبهٔ شراب خجِل
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — ای رُخَت چون خُلد و لَعلَت سَلسَبیل
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — بُشری اِذِ السَّلامةُ حَلَّت بِذی سَلَم
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْفام
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — ای دلِ ریشِ مرا با لبِ تو حقِّ نمک
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — مرحبا طایرِ فَرُّخ پِیِ فرخنده پیام
- غزل شمارهٔ ۳۲۲ — خیالِ نقشِ تو در کارگاهِ دیده کشیدم
- غزل شمارهٔ ۳۲۳ — ز دستِ کوتهِ خود زیرِ بارم
- غزل شمارهٔ ۳۱۴ — دوش بیماری چشم تو بِبُرد از دستم
- غزل شمارهٔ ۳۱۸ — مرا میبینی و هر دَم زیادَت میکنی دَردَم
- غزل شمارهٔ ۳۱۳ — بازآی ساقیا که هواخواهِ خدمتم
- غزل شمارهٔ ۳۱۵ — به غیر از آن که بِشُد دین و دانش از دستم
- غزل شمارهٔ ۳۲۱ — هر چند پیر و خستهدل و ناتوان شدم
- غزل شمارهٔ ۳۲۰ — دیشب به سیلِ اشک رَهِ خواب میزدم
- غزل شمارهٔ ۳۱۶ — زُلف بَر باد مَده تا نَدَهی بَر بادَم
- غزل شمارهٔ ۳۲۴ — گرچه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
- غزل شمارهٔ ۳۱۷ — فاش میگویم و از گفتهٔ خود دلشادَم
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — سالها پیرُویِ مذهبِ رندان کردم
- غزل شمارهٔ ۳۲۸ — من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۰ — تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
- غزل شمارهٔ ۳۳۱ — به تیغم گَر کشد دستش نگیرم
- غزل شمارهٔ ۳۳۴ — گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو بازم
- غزل شمارهٔ ۳۲۵ — گر دست دهد خاکِ کفِ پایِ نگارم
- غزل شمارهٔ ۳۳۲ — مزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم
- غزل شمارهٔ ۳۳۳ — نمازِ شامِ غریبان چو گریه آغازم
- غزل شمارهٔ ۳۳۵ — در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم
- غزل شمارهٔ ۳۲۹ — جوزا سَحَر نهادْ حمایل برابرم
- غزل شمارهٔ ۳۲۷ — مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
- غزل شمارهٔ ۳۲۶ — در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم
- غزل شمارهٔ ۳۳۶ — مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم
- غزل شمارهٔ ۳۳۷ — چرا نه در پِیِ عزمِ دیارِ خود باشم
- غزل شمارهٔ ۳۴۵ — بی تو ای سروِ روان، با گل و گلشن چه کنم؟
- غزل شمارهٔ ۳۳۹ — خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم
- غزل شمارهٔ ۳۴۳ — چِل سال بیش رفت که من لاف میزنم
- غزل شمارهٔ ۳۳۸ — من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
- غزل شمارهٔ ۳۴۲ — حجابِ چهرهٔ جان میشود غبارِ تنم
- غزل شمارهٔ ۳۴۴ — عمریست تا من در طلب، هر روز گامی میزنم
- غزل شمارهٔ ۳۴۱ — گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
- غزل شمارهٔ ۳۴۸ — دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
- غزل شمارهٔ ۳۴۰ — من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم
- غزل شمارهٔ ۳۴۷ — صَنَما با غمِ عشقِ تو چه تدبیر کنم؟
- غزل شمارهٔ ۳۴۶ — من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم
- غزل شمارهٔ ۳۶۰ — گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
- غزل شمارهٔ ۳۵۶ — گَرَم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
- غزل شمارهٔ ۳۵۵ — حالیا مصلحتِ وقت در آن میبینم
- غزل شمارهٔ ۳۵۱ — حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم
- غزل شمارهٔ ۳۵۸ — غمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینم
- غزل شمارهٔ ۳۵۰ — به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کُنم
- غزل شمارهٔ ۳۴۹ — دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
- غزل شمارهٔ ۳۵۳ — من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمیکنم
- غزل شمارهٔ ۳۵۲ — روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
- غزل شمارهٔ ۳۵۴ — به مژگان سیَه کردی هزاران رِخنه در دینم
- غزل شمارهٔ ۳۵۹ — خُرَّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم
- غزل شمارهٔ ۳۵۷ — در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
- غزل شمارهٔ ۳۷۰ — صَلاح از ما چه میجویی؟ که مستان را صَلا گفتیم
- غزل شمارهٔ ۳۶۵ — عمریست تا به راهِ غَمَت رو نهادهایم
- غزل شمارهٔ ۳۶۳ — دَردَم از یار است و درمان نیز هم
- غزل شمارهٔ ۳۶۷ — فتوی پیرِ مُغان دارم و قولیست قدیم
- غزل شمارهٔ ۳۶۴ — ما بیغمانِ مست دل از دست دادهایم
- غزل شمارهٔ ۳۶۸ — خیز تا از درِ میخانه گُشادی طلبیم
- غزل شمارهٔ ۳۶۱ — آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
- غزل شمارهٔ ۳۶۶ — ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
- غزل شمارهٔ ۳۷۲ — بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
- غزل شمارهٔ ۳۷۱ — ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
- غزل شمارهٔ ۳۶۹ — ما زِ یاران چَشمِ یاری داشتیم
- غزل شمارهٔ ۳۶۲ — دیدار شد مُیَسَّر و بوس و کنار هم
- غزل شمارهٔ ۳۷۵ — صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
- غزل شمارهٔ ۳۷۷ — ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
- غزل شمارهٔ ۳۷۹ — سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
- غزل شمارهٔ ۳۷۳ — خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
- غزل شمارهٔ ۳۸۳ — چندان که گفتم غم با طبیبان
- غزل شمارهٔ ۳۸۴ — میسوزم از فِراقت روی از جَفا بگردان
- غزل شمارهٔ ۳۸۱ — گرچه ما بندگان پادشهیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۰ — بارها گفتهام و بار دگر میگویم
- غزل شمارهٔ ۳۷۶ — دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
- غزل شمارهٔ ۳۷۸ — ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۲ — فاتحهای چو آمَدی بَر سَر خَستهای بخوان
- غزل شمارهٔ ۳۷۴ — بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
- غزل شمارهٔ ۳۸۶ — خدا را کم نشین با خرقه پوشان
- غزل شمارهٔ ۳۸۸ — بهار و گل طربانگیز گشت و توبهشکن
- غزل شمارهٔ ۳۸۹ — چو گل هر دم به بویت جامه در تن
- غزل شمارهٔ ۳۹۰ — افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
- غزل شمارهٔ ۳۹۴ — ای روی ماهمنظر تو نوبهار حُسن
- غزل شمارهٔ ۳۹۱ — خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟
- غزل شمارهٔ ۳۹۵ — گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
- غزل شمارهٔ ۳۹۳ — منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
- غزل شمارهٔ ۳۹۶ — صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
- غزل شمارهٔ ۳۸۵ — یا رب آن آهوی مشکین به خُتَن باز رسان
- غزل شمارهٔ ۳۹۲ — دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن
- غزل شمارهٔ ۳۸۷ — شاه شمشادقدان، خسرو شیریندهنان
- غزل شمارهٔ ۳۹۸ — ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
- غزل شمارهٔ ۴۰۳ — شراب لعلکش و روی مهجبینان بین
- غزل شمارهٔ ۴۰۲ — نکتهای دلکَش بگویم خالِ آن مَهرو ببین
- غزل شمارهٔ ۴۰۱ — چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من
- غزل شمارهٔ ۴۰۰ — بالابلندِ عِشْوِهگرِ نقشبازِ من
- غزل شمارهٔ ۴۰۵ — به جان پیر خرابات و حق صحبت او
- غزل شمارهٔ ۳۹۹ — کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن
- غزل شمارهٔ ۴۰۶ — گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
- غزل شمارهٔ ۴۰۴ — میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این
- غزل شمارهٔ ۳۹۷ — ز در در آ و شبستان ما منور کن
- غزل شمارهٔ ۴۰۸ — ای آفتاب آینه دار جمال تو
- غزل شمارهٔ ۴۰۷ — مزرعِ سبزِ فلک دیدم و داسِ مه نو
- غزل شمارهٔ ۴۱۰ — ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
- غزل شمارهٔ ۴۰۹ — ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
- غزل شمارهٔ ۴۱۳ — خط عذار یار که بگرفت ماه از او
- غزل شمارهٔ ۴۱۹ — وصال او ز عمر جاودان به
- غزل شمارهٔ ۴۱۴ — گلبن عیش میدمد ساقی گلعذار کو؟
- غزل شمارهٔ ۴۱۵ — ای پیک راستان خبر یار ما بگو
- غزل شمارهٔ ۴۱۷ — عیشم مدام است، از لعل دلخواه
- غزل شمارهٔ ۴۱۸ — گر تیغ بارد در کوی آن ماه
- غزل شمارهٔ ۴۱۱ — تاب بنفشه میدهد طرّهٔ مشکسای تو
- غزل شمارهٔ ۴۱۲ — مرا چشمیست خونافشان ز دست آن کمانابرو
- غزل شمارهٔ ۴۱۶ — خنک نسیم معنبر شمامهای دلخواه
- غزل شمارهٔ ۴۲۰ — ناگهان پرده برانداختهای، یعنی چه؟
- غزل شمارهٔ ۴۲۴ — از من جدا مشو که توام نور دیدهای
- غزل شمارهٔ ۴۲۷ — چراغ روی تو را شمع گشت پروانه
- غزل شمارهٔ ۴۲۲ — ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهای
- غزل شمارهٔ ۴۲۵ — دامنکشان همی شد در شرب زرکشیده
- غزل شمارهٔ ۴۲۱ — درِ سرایِ مغان رُفته بود و آبزده
- غزل شمارهٔ ۴۳۱ — لبش میبوسم و در میکشم می
- غزل شمارهٔ ۴۲۹ — ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می
- غزل شمارهٔ ۴۳۲ — مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی
- غزل شمارهٔ ۴۲۸ — سحرگاهان، که مخمورِ شبانه
- غزل شمارهٔ ۴۲۶ — از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه
- غزل شمارهٔ ۴۳۰ — به صوتِ بُلبُل و قُمری اگر نَنوشی مِی
- غزل شمارهٔ ۴۲۳ — دوش رفتم به در میکده خوابآلوده
- غزل شمارهٔ ۴۴۳ — چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
- غزل شمارهٔ ۴۴۲ — به جان او که گرم دسترس به جان بودی
- غزل شمارهٔ ۴۳۳ — ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
- غزل شمارهٔ ۴۴۱ — چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟
- غزل شمارهٔ ۴۴۴ — شهریست پُر ظریفان وز هر طرف نگاری
- غزل شمارهٔ ۴۳۸ — سَبَتْ سَلْمیٰ بِصُدْغَیها فُؤادي
- غزل شمارهٔ ۴۳۹ — دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
- غزل شمارهٔ ۴۴۰ — سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
- غزل شمارهٔ ۴۳۷ — ای قصهٔ بهشت ز کویت حکایتی
- غزل شمارهٔ ۴۳۶ — آن غالیهخط گر سوی ما نامه نوشتی
- غزل شمارهٔ ۴۳۴ — ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی
- غزل شمارهٔ ۴۳۵ — با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی
- غزل شمارهٔ ۴۵۰ — روزگاریست که ما را نگران میداری
- غزل شمارهٔ ۴۴۷ — بیا با ما مَوَرز این کینهداری
- غزل شمارهٔ ۴۴۵ — تو را که هر چه مراد است در جهان داری
- غزل شمارهٔ ۴۵۳ — ای که دایم به خویش مغروری
- غزل شمارهٔ ۴۵۱ — خوش کرد یاوری فلکت روز داوری
- غزل شمارهٔ ۴۵۵ — عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
- غزل شمارهٔ ۴۴۶ — صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
- غزل شمارهٔ ۴۴۸ — ای که در کوی خرابات مقامی داری
- غزل شمارهٔ ۴۵۶ — نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
- غزل شمارهٔ ۴۴۹ — ای که مهجوری عشاق روا میداری
- غزل شمارهٔ ۴۵۲ — طُفیلِ هستیِ عشقند آدمیّ و پَری
- غزل شمارهٔ ۴۵۴ — ز کوی یار میآید نسیمِ بادِ نوروزی
- غزل شمارهٔ ۴۶۸ — که بَرَد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟
- غزل شمارهٔ ۴۶۳ — سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیالي
- غزل شمارهٔ ۴۶۵ — رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
- غزل شمارهٔ ۴۶۰ — سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ
- غزل شمارهٔ ۴۶۱ — کَتَبتُ قِصَّةَ شَوقی و مَدمَعی باکی
- غزل شمارهٔ ۴۶۷ — زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
- غزل شمارهٔ ۴۵۸ — ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
- غزل شمارهٔ ۴۵۷ — هزار جهد بکردم که یار من باشی
- غزل شمارهٔ ۴۵۹ — زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
- غزل شمارهٔ ۴۶۲ — یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي
- غزل شمارهٔ ۴۶۴ — بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
- غزل شمارهٔ ۴۶۶ — این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
- غزل شمارهٔ ۴۸۰ — ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
- غزل شمارهٔ ۴۷۸ — نوش کن جامِ شرابِ یک منی
- غزل شمارهٔ ۴۷۹ — صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
- غزل شمارهٔ ۴۷۱ — ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
- غزل شمارهٔ ۴۷۷ — دو یار زیرک و از بادهٔ کهن دو منی
- غزل شمارهٔ ۴۷۲ — اَحمَدُ اللهَ عَلی مَعْدِلَةِ السُلطانِ
- غزل شمارهٔ ۴۶۹ — أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی
- غزل شمارهٔ ۴۷۴ — هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی
- غزل شمارهٔ ۴۷۵ — گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
- غزل شمارهٔ ۴۷۳ — وقت را غنیمت دان آن قدر که بتْوانی
- غزل شمارهٔ ۴۷۶ — نسیم صبح سعادت! بدان نشان که تو دانی
- غزل شمارهٔ ۴۷۰ — سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
- غزل شمارهٔ ۴۹۰ — دَر هَمِه دِیْرِ مُغان نیست چو مَن، شِیْدایی
- غزل شمارهٔ ۴۸۵ — ساقیا سایهٔ ابر است و بهار و لب جوی
- غزل شمارهٔ ۴۹۲ — سلامی چو بوی خوش آشنایی
- غزل شمارهٔ ۴۸۹ — ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
- غزل شمارهٔ ۴۸۳ — سحرگه ره روی در سرزمینی
- غزل شمارهٔ ۴۸۸ — سَحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
- غزل شمارهٔ ۴۸۴ — تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی
- غزل شمارهٔ ۴۸۷ — ای بیخبر بکوش که صاحبخبر شوی
- غزل شمارهٔ ۴۸۲ — ای دل! به کوی عشق گذاری نمیکنی
- غزل شمارهٔ ۴۸۶ — بلبل، ز شاخِ سرو، به گلبانگِ پهلوی
- غزل شمارهٔ ۴۹۱ — به چَشْم کَرْدِهام اَبْرویِ ماهسیمایی
- غزل شمارهٔ ۴۸۱ — بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
- غزل شمارهٔ ۴۹۵ — مِی خواه و گُلاَفشان کن، از دَهر چه میجویی؟
- غزل شمارهٔ ۴۹۴ — اِی دِل! گَر از آن چاهِ زَنَخْدان به دَرآیی
- غزل شمارهٔ ۴۹۳ — اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی