نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۵ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد

شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی

خوبی آن است و لطافت که فُلانی دارد

چشمهٔ چشمِ مرا ای گلِ خندان دریاب

که به امّیدِ تو خوش آبِ روانی دارد

گوی خوبی که بَرَد از تو؟ که خورشید آن جا

نه سواریست که در دست عِنانی دارد

دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی

آری آری سخنِ عشق نشانی دارد

خَمِ ابرویِ تو در صنعتِ تیراندازی

بُرده از دستِ هر آن کس که کمانی دارد

در رَهِ عشق نشد کَس به یقین محرمِ راز

هر کسی بر حَسَبِ فکر، گُمانی دارد

با خرابات نشینان ز کَرامات مَلاف

هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد

مرغِ زیرک نزند در چمنش پرده سرای

هر بهاری که به دنباله، خزانی دارد

مدعی گو لُغَز و نکته به حافظ مفروش

کِلکِ ما نیز زبانی و بیانی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و ویژگی‌های خاص یک فرد معشوق می‌پردازد. شاعر ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که محبت و عشق واقعی، تنها به ظواهر نمی‌نگرد و باید به عمق و زیبایی درونی فرد توجه کرد. او به لطافت و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی درونی است که ارزشمندتر است. همچنین شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هر فردی به تناسب اندیشه‌اش به عشق و رازهای آن می‌نگرد و در نهایت به محدودیت‌های زبان و کلمات در بیان عشق اشاره می‌کند. شعر به تأمل در معانی عمیق عشق و زیبایی می‌پردازد و نشان می‌دهد که واقعیات عشق فراتر از ظواهر است.