نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۵ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نقدها را بُوَد آیا که عَیاری گیرند؟

تا همه صومعه‌داران پیِ کاری گیرند

مصلحت‌دیدِ من آن است که یاران همه کار

بِگُذارَند و خَمِ طُرِّهٔ یاری گیرند

خوش گرفتند حریفان سرِ زلفِ ساقی

گر فَلَکْشان بِگُذارَد که قراری گیرند

قوَّتِ بازویِ پرهیز به خوبان مفروش

که در این خیل حِصاری به سواری گیرند

یا‌رَب این بَچِّهٔ تُرکان چه دلیرند به خون

که به تیرِ مُژه، هر لحظه شکاری گیرند

رقص بر شعرِ تر و نالهٔ نِی خوش باشد

خاصه رقصی که در آن دستِ نگاری گیرند

حافظ اَبنایِ زمان را غمِ مسکینان نیست

زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد و بررسی اوضاع اجتماعی و انسانی می‌پردازد. شاعر به یاران خود پیشنهاد می‌کند که به جای مشغول شدن به امور بی‌فایده، تمرکزشان را بر عشق و زیبایی بگذارند. او از دلیر بودن جوانان و قدرت عشق سخن می‌گوید و می‌گوید که باید از خودخواهی و تنهایی فاصله گرفت و به دور هم جمع شدند. در نهایت، حسرتی بر نداشتن توجه بی‌توجهی زمان نسبت به مسکینان و غم آنان دارد. شعر به زیبایی و لذت‌های زندگی دعوت می‌کند و اهمیت همدلی و عشق را یادآور می‌شود.