غزل شمارهٔ ۱۹۷ حافظ
حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند
هر کجا آن شاخِ نرگس بِشْکُفد
گُلرُخانَش دیده نرگسدان کنند
ای جوانِ سَروقَد! گویی بِبَر
پیش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سرِ خود حُکم نیست
هر چه فرمانِ تو باشد آن کنند
پیشِ چشمم کمتر است از قطرهای
این حکایتها که از طوفان کنند
یارِ ما چون گیرد آغازِ سَماع
قُدسیان بر عرش دستافشان کنند
مردمِ چشمم به خون آغشته شد
در کجا این ظلم بر انسان کنند؟
خوش برآ با غصه، ای دل! کاَهلِ راز
عیشِ خوش در بوتهٔ هجران کنند
سر مکش حافظ ز آهِ نیمشب
تا چو صبحت، آینه رخشان کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
به نظر میرسد شاعر در این غزل به زیبایی و تأثیر عشق و جذابیت معشوق بر دلها اشاره دارد. او میگوید که وقتی زیباییها در محیط ظهور میکنند، حتی زاهدان و عابدان نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. شاعر از جوانی با قامت بلند میخواهد که پیش از اینکه زیباییاش مورد سوءاستفاده قرار گیرد، به خود بیندیشد. عاشقان نیز هیچ فرمانی جز آنچه معشوق میخواهد، نمیپذیرند. او در ادامه به درد و رنج انسانی اشاره میکند که در جامعه دیده میشود و از ظلم سخن میگوید. در نهایت، شاعر توصیه میکند که در دل غمها، رازهای عشق را فراموش نکنیم و شب را به صبح برسانیم.