نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۰۰ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟

پنهان خورید باده که تَعزیر می‌کنند

ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق می‌بَرند

عیبِ جوان و سرزنشِ پیر می‌کنند

جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اِکسیر می‌کنند

گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تَقریر می‌کنند

ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب

تا خود درونِ پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویشِ وقتِ پیرِ مغان می‌دهند باز

این سالِکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد مُلکِ دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فِی‌الجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر

کـ‌این کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر شامل مضامین عرفانی عمیقی است که شاعر در آن سعی کرده حال و هوای خود را به خوبی بیان کند. در این شعر حافظ مثل همیشه با تمثیل شناخت حقیقی به می نشان می‌دهد که ظاهربینان چگونه خود را محروم کرده و از فهم عمق عشق و محبت عاجزند. هم‌چنین حافظ در این شعر سعی می‌کند عمق عشق را بیام کرده و به ابدی بودن دنیای عشق در برابر فانی بودن دنیای مادی اشاره کند. او همچنین به خود حق‌پنداری ظاهربینان اشاره کرده و نشان میدهد که فهم عمیق نیازمند تلاش و کوشش فرآوان و دوری از گناهان و پاکی طینت است.