نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۱ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

معاشران ز حریفِ شبانه یاد آرید

حقوقِ بندگیِ مخلصانه یاد آرید

به وقتِ سرخوشی از آه و ناله عُشّاق

به صوت و نغمهٔ چنگ و چَغانه یاد آرید

چو لطفِ باده کُنَد جلوه در رخِ ساقی

ز عاشقان به سرود و ترانه یاد آرید

چو در میانِ مراد آورید دستِ امید

ز عهدِ صحبت ما در میانه یاد آرید

سمندِ دولت اگر چند سرکشیده رَوَد

ز همرهان به سرِ تازیانه یاد آرید

نمی‌خورید زمانی غمِ وفاداران

ز بی‌وفاییِ دورِ زمانه یاد آرید

به وَجهِ مرحمت ای ساکنانِ صدرِ جلال

ز رویِ حافظ و این آستانه یاد آرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دوستان و همراهان خود می‌خواهد که یادآور شب‌نشینی و مقام بندگی را برای او زنده کنند. او به خوشی‌ها، نغمه‌ها و یاد عاشقان اشاره می‌کند و از آنها می‌خواهد که در لحظات شادی، به یاد آه و ناله‌های عاشقانه باشند. همچنین به زیبایی باده و می‌کشی اشاره کرده و از یارانش می‌خواهد که به قدمت و عهد قدیمی آنها فکر کنند. شاعر به وفاداری و غم‌های آن یادآوری می‌کند و در نهایت از ساکنان عالم بالاتر می‌خواهد که نام حافظ را به خاطر بسپارند و به آستان او احترام بگذارند.