نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۴ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

معاشران! گره از زلفِ یار باز کنید

شبی خوش‌ است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضورِ خلوتِ اُنس است و دوستان جمعند

وَ اِنْ یَکاد بخوانید و در فَراز کنید

رَباب و چنگ به بانگِ بلند می‌گویند

«که گوشِ هوش به پیغامِ اهلِ راز کنید»

به جانِ دوست که غم پرده بر شما نَدَرَد

گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید

میانِ عاشق و معشوق فَرق بسیار است

چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید

نخست موعظهٔ پیرِ صحبت این حرف است

که «از مُصاحبِ ناجِنس اِحتِراز کنید»

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نَمُرده، به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ

حَوالَتَش به لبِ یارِ دل‌نواز کنید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معاشران توصیه می‌کند که از زیبایی و عشق یار لذت ببرند و لحظه‌های خوش را در کنار دوستان به یادگار بگذارند. او به اهمیت حضور در جمع دوستان و خواندن دعا اشاره می‌کند و می‌گوید که باید به پیام‌های عاشقانه گوش دهند. شاعر بر اعتماد به ولی نعمتان و مشکل‌گشایان تأکید می‌کند و یادآوری می‌کند که بین عاشق و معشوق تفاوت‌های زیادی وجود دارد. همچنین به دوری از افراد ناجنس و بی‌عشق اشاره می‌کند و بر این باور است که کسانی که در این حلقه نیستند، مرده به عشق هستند. در نهایت، اگر کسی کار یا انعامی از او بخواهد، باید آن را به یار عزیز خود منتقل کند.