نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

راه هزار چاره‌گر از چارسو ببست

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان

بگشود نافه‌ایّ و دَرِ آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نُمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست

ساقی به چند رنگ، می اندر پیاله ریخت

این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست

یا رب چه غمزه کرد صُراحی که خون خُم

با نعره‌های قُلقُلش اندر گلو ببست

مطرب چه پرده ساخت که در پردهٔ سماع

بر اهل وجد و حال، درِ های‌وهو ببست

حافظ! هر آن که عشق نَورزید و وصل خواست

احرامِ طوفِ کعبهٔ دل، بی‌وضو ببست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره می‌کند که چنان دل‌رباست که هزاران دل را به خود جذب کرده است. او از زلف و چهره و غمزه‌های معشوقه‌اش می‌گوید که باعث تحریک عشق و آرزو در دل عاشقان می‌شود. همچنین، شاعر از می و بار و آثار سکرآور آن می‌گوید که حال و هوای دل‌باختگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. حافظ در نهایت تأکید می‌کند که هر کس که به عشق قدسی و وصال حقیقی می‌نگرد، باید خود را از ناپاکی‌ها پاک کند و به جستجوی حق برآید.