نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۲۶ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در نهانخانهٔ عشرت صنمی خوش دارم

کز سر زلف و رخش، نعل در آتش دارم

عاشق و رندم و می‌خواره به آواز بلند

وین همه منصب از آن حور  پری‌وش دارم

گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری

من به آه سحرت زلف، مشوش دارم

گر چنین چهره گشاید خطِ زنگاریِ دوست

من رخ زرد، به خونابه منقش دارم

گر به کاشانهٔ رندان قدمی خواهی زد

نُقل شعر شِکرین و مِیِ بی‌غش دارم

ناوَک غمزه بیار و رَسَنِ زلف که من

جنگ‌ها با دل مجروح بلاکش دارم

حافظا چون غم و شادیِّ جهان در گذر است

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و شور زندگی شاعرانه است. شاعر در نهانخانه‌ای از عشق و خوشی‌ها، به زیبایی معشوق و جذابیت‌های او اشاره می‌کند. او خود را عاشقی رند و میخواره معرفی می‌کند که به خاطر عشقش دچار آشفتگی است. همچنین به زیبایی و زشت‌رویی معشوق پرداخته و تأکید می‌کند که در مواجهه با غم و شادی‌های جهان، بهتر است که به دنبال خوشی و آرامش در درون خود باشد. در کل شعر، حس شگفتی و عشق به زندگی به وضوح حس می‌شود.