نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۶۰ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم

دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم

زین سفر گر به سلامت به وطن باز رَسَم

نَذر کردم که هم از راه به میخانه روم

تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک

به درِ صَومَعَه با بَربَط و پیمانه روم

آشنایانِ رَهِ عشق گَرَم خون بخورند

ناکَسَم گر به شکایت سویِ بیگانه روم

بعد از این دستِ من و زلفِ چو زنجیرِ نگار

چند و چند از پِیِ کامِ دلِ دیوانه روم

گر ببینم خمِ ابروی چو محرابش باز

سجدهٔ شُکر کنم و از پِیِ شُکرانه روم

خُرَّم آن دَم که چو حافظ به تَوَلّای وزیر

سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به بررسی احساسات و تجربیات شاعر در سفر و جستجوی عشق و عرفان می‌پردازد. او از ویرانی و غم دلش در رنج سفر صحبت می‌کند و آرزو دارد به خانه و دل‌خواه خود برگردد. شاعر نذر می‌کند که در راه بازگشت به میخانه برود و از حال و احوال خود بگوید. او به عشق و ارتباط با آشنایان اشاره می‌کند و از نارضایتی‌اش از بیگانگان سخن می‌گوید. در انتها، شاعر از شادی و سرخوشی‌اش در کنار دوست و میکده، مشابه حافظ، یاد می‌کند و به سادگی حس gratitude خود را به خاطر زیبایی‌ها و لحظات خوش ابراز می‌کند.