نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۵ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی

چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی

شیرین‌تر از آنی به شکرخنده که گویم

ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی

تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه

هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی

صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام

چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟

گویی بدهم کامت و جانت بستانم

ترسم ندهی کامم و جانم بستانی

چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند

بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی

چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم

آن را که دمی از نظر خویش برانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های خاص معشوق پرداخته و شعری عاشقانه و احساسی است. شاعر معشوق را به عنوان یوسف ثانی توصیف کرده و از زیبایی، دلربایی و شیرینی چهره‌اش سخن می‌گوید. او به تفاوت بین لب‌های معشوق و غنچه اشاره کرده و می‌گوید که هیچ غنچه‌ای به تنگی لب‌های او نیست. همچنین، شاعر به خطر و ریسک عشق و دلبستگی اشاره می‌کند؛ زیرا عشق می‌تواند کام دل را شیرین کند، اما همچنین می‌تواند جان را نیز بستاند. در نهایت، شاعر از نگاه معشوق و تأثیر آن بر خود سخن می‌گوید و اشک و دور نگه‌داشتن معشوق از نظر را مطرح می‌کند.