نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹ حافظ

حافظ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کُنون که می‌دَمَد از بوستان، نَسْیمِ بِهِشْت

مَن و شَرابِ فَرَح‌بَخْش و یارِ حورسِرِشْت

گِدا چِرا نَزَنَد لافِ سَلْطَنَت، امروز؟

که خِیْمِه، سایِهٔ اَبْر است و بَزْمْگَه، لَبِ کِشْت

چَمَن، حِکایَتِ اُرْدیبِهِشْت می‌گوید

نَه عاقِل است که نِسْیِه، خَرید و نَقْد، بِهِشْت

بِه مِی، عِمارَتِ دِل کُن که این جَهانِ خَراب

بَر آن سَر است که از خاکِ ما بِسازَد خِشْت

وَفا مَجوی ز دُشْمَن که پَرتوی نَدَهَد

چو شَمْعِ صومعه اَفْروزی از چِراغِ کِنِشْت

مَکُن به نامه‌سیاهی، مَلامَتِ مَنِ مَسْت

که آگَه است که تَقْدیر بر سَرَش چه نِوِشْت؟

قَدَم، دَریغ مَدار از جِنازِهٔ «حافِظ»

که گرچه غَرْقِ گُناه است می‌رَوَد به بِهِشْت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های بهار و فرصت سایه ابر بهاری اشاره می‌کند که آدمیان اگر قدر آن‌را بدانند به بهشتی که وعده آن‌را داده‌اند رسیده است و شاعر می‌خواهد این زمان خوش را با یاری زیبا و حورسرشت بگذراند. در ادامه شاعر می‌گوید کسی که فریب دنیا را بخورد و به وفای او چشم داشته باشد عاقل نیست و نباید عمر خود را جز باده و می طی کرد. و کسی که شمعش را از شمع دنیا بیفروزد چراغش نور ندهد. در پایان شاعر کسانی‌را که او را به گناه ملامت می‌کنند، فرامی‌خواند و می‌گوید اگرچه گناهکار است، او را به بهشت می‌برند.