نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعه شمارهٔ ۳۱ - ماده تاریخ (میوهٔ بهشتی = ۷۷۸) حافظ

حافظ شیرازی / قطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

آن میوهٔ بهشتی کآمد به دستت ای جان

در دل چرا نکشتی از دست چون بهشتی

تاریخ این حکایت گر از تو باز پرسند

سرجمله‌اش فروخوان از میوهٔ بهشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی از میوه‌ای مجازی و بهشتی صحبت می‌کند که به دست شخصی رسیده است. شاعر از او می‌پرسد چرا این میوه را در دل خود نشکسته، و اگر تاریخ این حکایت از او پرسیده شود، باید از میوه بهشتی بگوید. به طور کلی، این شعر به ارزشی که این میوه (یا تجربیات و احساسات) دارد و تأثیر آن بر زندگی فرد اشاره دارد.