شمارهٔ ۱۰ حافظ
حافظ شیرازی / اشعار منتسب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صورت خوبت نگارا خوش به آیین بستهاند
گوییا نقش لبت از جان شیرین بستهاند
از برای مقدم خیل و خیالت مردمان
زاشک رنگین در دیار دیده آیین بستهاند
کار زلف توست مشکافشانی و نظارگان
مصلحت را تهمتی بر نافهٔ چین بستهاند
یارب آن روی است و در پیرامنش بند کلاه
یا به گرد ماه تابان عقد پروین بستهاند
خط سبز و عارضت را نقش بندان خطا
سایبان از عنبر تر گرد نسرین بستهاند
جمله وصف عشق من بودست و حسن روی تو
آن حکایتها که بر فرهاد و شیرین بستهاند
حافظا محض حقیقت گوی یعنی سر عشق
غیر از این گویی خیالاتی به تخمین بستهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقهاش میپردازد و توصیفاتی از ویژگیهای ظاهری او را بیان میکند. او میگوید که صورت معشوقش به شدت دلربا و دلنشین است و گویی زیباییهای او به دقت و هنرمندانه طراحی شدهاند. همچنین شاعر به تأثیر این زیباییها بر دیگران اشاره میکند و به نوعی میگوید که عشق و زیبایی او، سرنوشت مردمان را تحت تاثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که این توصیفها ناشی از حقیقت عشق اوست و فراتر از خیال و تصورات است.