شمارهٔ ۴ حافظ
حافظ شیرازی / اشعار منتسب / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
سرم چون زلف او سودا گرفته است
لب چون آتشش آب حیات است
از آن آب آتشی در ما گرفته است
هُمای همتم عمری است کز جان
هوای آن قد و بالا گرفته است
شدم عاشق به بالای بلندش
که کار عاشقان بالا گرفته است
چو ما در سایهٔ الطاف اوییم
چرا او سایه از ما وا گرفته است؟
نسیم صبح، عنبر بوست امروز
مگر یارم ره صحرا گرفته است؟
ز دریای دو چشمم گوهر اشک
جهان در لؤلؤ لالا گرفته است
حدیث حافظ ای سرو سمنبوی
به وصف قد تو بالا گرفته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و غم عشق سخن میگوید که در دلش جای گرفته است. او به زیبایی عاشقانه معشوقش اشاره میکند و از تأثیر آتشین عشق بر وجودش صحبت میکند. شعر نشاندهنده عشق عمیق و اشتیاق به معشوق است، همچنین حسرت و دلتنگی ناشی از فاصله یا دوری از او را به تصویر میکشد. شاعر به صفات زیبای معشوق، نظیر قامت بلند و چشمانش که مانند دریا هستند، اشاره میکند و در نهایت به حالت ناز و لطافت او میپردازد. عشق و احساساتی که از آن سرچشمه میگیرد، محور اصلی این اشعار است.