نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ حافظ

حافظ شیرازی / اشعار منتسب / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای باد نسیم یار داری

زآن نفحهٔ مشکبار داری

زنهار! مکن درازدستی

با طرهٔ او چه کار داری؟

ای گل! تو کجا و روی زیباش

او مشک و تو بار خار داری

نرگس! تو کجا و چشم مستش

او سرخوش و تو خمار داری

ریحان! تو کجا و خط سبزش

او تازه و تو غبار داری

ای سرو! تو با قد بلندش

در باغ چه اعتبار داری

ای عقل! تو با وجود عشقش

در دست چه اختیار داری؟

روزی برسی به وصل! حافظ

گر طاقت انتظار داری!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی حافظ، به توصیف زیبایی‌های عشق و تفاوت‌های بین زیبایی‌ها می‌پردازد. شاعر به باد نسیم اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که با زیبایی معشوق تماس نگیرد. او زیبایی معشوق را با گل، نرگس، ریحان و سرو مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که معشوق برتری دارد. همچنین، او به عقل هشدار می‌دهد که در برابر عشق نمی‌تواند جایگاهی داشته باشد. در انتها، حافظ امیدواری خود را برای رسیدن به وصال معشوق ابراز می‌کند و از خواننده می‌خواهد که صبر کند.