نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۴ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلتن مستفعلتن

ای آیت مهر، وی معنی داد

ایزد ز کرم داد همه داد

از، زلف و رخت پیدا و عیان

هم صبح امید هم شام مراد

ای عمر ابد با عمر تو کم

چون صبح ازل در عهد تو داد

گرگ اجل است صیاد امل

در گله تو این گرگ مباد

عزم تو نهاد بنیاد جمال

ای پاک سرشت وی نیک نهاد

ای مادر دهر بعد از تو عقیم

کز مادر دهر کس چون تو نزاد

«حاجب » به جهان کس غیر تو نیست

آسوده و خوش دانا دل و راد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ ستایش و محبت به یک شخصیت الهی و بزرگ است. شاعر به توصیف ویژگی‌های مثبت و زیبای این شخصیت می‌پردازد و او را منبع امید و مراد می‌داند. شاعر همچنین به عدم وجود شخصی چون او در دنیا اشاره کرده و او را مادر زمانه توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر کیفیت‌های نیک و فضائل او را مورد تحسین قرار می‌دهد و به نوعی عشق و ارادت خود را به او ابراز می‌کند.