نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در آن مجلس که حرمت نیست می را

صلا ده ای پسر خوبان ری را

می و مطرب در این مجلس مباح است

خبر کن ساقی فرخنده پی را

به ری خوبان دریغ از ما نکردند

می و چنگ و رباب و عود و نی را

چنان دارند یارانم که دارند

بنات النعش اطراف جدی را

چه سر در باده و جام است زاهد

که عالم راغب هستند این دو شی را

به یک جام آن چنانم مست گرداند

که بخشم تخت و تاج جم و کی را

تو از عکس رخ و زلف آفریدی

به حکمت نور و ظلمت شمس و فی را

معلم شد به علم و عشق جانان

که این علم و هنر آموخت وی را

بهار عمر را، هست از قفا، دی

تو کردی نوبهاری فصل دی را

بساط حاتم طی، طی نگردد

اگر دست قضا طی کرد طی را

کریمان را نگیرد، موت دامن

که «حاجب » کرد طی این طرفه حی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مجلسی است که در آن می و موسیقی آزاد است و شاعر از زیبایی‌ها و لذایذ آن می‌گوید. او به عشق و هنر اشاره می‌کند و تأکید دارد که این چیزها از علم و حکمت نشأت گرفته‌اند. شاعر با بیان اینکه در این مجلس زهد بی‌معناست، به سرمستی و شادی می‌پردازد و می‌گوید که یک جام شراب می‌تواند او را به اندازه‌ای مست کند که همه چیزهای مادی را فراموش کند. همچنین به این نکته اشاره می‌شود که مرگ نمی‌تواند از کریمان دامن بکشد و حکمت و عشق در زندگی بسیار ارزشمندند. در نهایت، شاعر یادآور می‌شود که زندگی همچنان ادامه دارد و شادی‌های آن باید تجربه شوند.