شمارهٔ ۳۵ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
وز آتش درون شده لخت جگر کباب
از فتنه های دوره آخر زمان ببین
ایران در اضطراب و جهانی در انقلاب
از خون عاشقان وطن گشت کوه و دشت
کف نی خضیب وارهمی روز و شب خضاب
از بس به نعش ها شده مویان بنات نعش
شد خیره چشم انجم و شد تیره آفتاب
توپ «شنیدر» است و تفنگ «ورندل » است
کز این دو شد بنای عدالت بری ز خواب
یک قطره کرد ملت خود پاک شیخنا
نی شاهد و نه بینه بی حق و بی حساب
مشروطه خواه با بی محض است نزد شیخ
تا آنکه بسته گشت ز مشروطه باب تاب
ای صلح کل چو شمس ز مشرق طلوع کن
تا تیغ های خشک زند زنگ در غراب
«حاجب » به ملک معنی و در کشور کمال
غیر از تو کیست پادشه مالک الرقاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیت بحرانی و ناامنی در ایران و جهان در دوران آخرالزمان میپردازد. شاعر از رنج و درد مردم عاشق وطن و فضایی که در آن انقلاب و جنگ حاکم است، سخن میگوید. تصویرهای غمانگیز از خون و آتش و داغی قلبها در ظرفی پر از شراب به تصویر کشیده شده است. شاعر به تنگنای زمانه اشاره میکند که در آن مشروعیت و عدالت مخدوش شدهاند. او از آرزوی صلح و عدالت سخن میگوید و امید دارد که روزی حقیقت و کمال در جامعه برقرار گردد. همچنین به تفرقه و جنگافروزی که مسبب مرگ و خسارت شدهاند، انتقاد میکند و خواستار ظهور صلح و آرامش است.