نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مرا که دل حرم خاص جاودانه توست

مکن خراب، خدا را، که خانه خانه توست

مرا ز خویش چو بیگانگان مران ای دوست

که این گهر به خدا قابل خزانه توست

کسی که پای سر فرقدان نهاد از فخر

به راستان که سر او بر آستانه توست

به حق راست‌روان و به صدق پاک‌دلان

که پاک‌تر، ز همه گوهر یگانه توست

به خلق سایه فکن ای همای فرخ بال

که پُر ز وهم و ز اندیشه آشیانه توست

ز مژه تیر بر ابروی چون کمان داری

بیا که سینه ما بهترین نشانه توست

سخن به وصف لب لعل او بگو «حاجب»

چرا که این سبب عمر جاودانه توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از معشوق و زیبایی‌های او می‌پردازد. شاعر خود را به حرم خاص معشوق نسبت می‌دهد و به اهمیت و ارزش او اشاره می‌کند. او از دوستش می‌خواهد که او را از خود دور نکند، زیرا وجودش گوهری ارزشمند است. شاعر به زیبایی و فخر معشوق اشاره کرده و از قدرت و تاثیر محبت او در زندگی‌اش سخن می‌گوید. در نهایت، از زیبایی لب‌های معشوق یاد می‌کند و آن را دلیلی برای زندگی جاودانه می‌داند.