نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت

مرفوع شد عدالت مقهور شد فتوت

قانون صلح شد لاش آئین جنگ شد فاش

متروک شد ابوت مخذول شد اخوت

رستم ز عشق گردید بیچاره تر ز گرگین

دست قضا ببندد بازوی پر ز قوت

ای پیک صبح بر خلق آیات صلح برخوان

هی هی از این رسالت به به از این نبوت

از آسمان مسیحا شد بر زمین ممسک

ای روح قدس بگشا بر او در ابوت

«حاجب » به خلق بنما رسم و ره محبت

هم عادت عدالت هم معنی مروت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از نابودی ارزش‌های انسانی و اخلاقی سخن می‌گوید. او اظهار می‌کند که انصاف و عدل از بین رفته و مروت و فتوت دیگر وجود ندارند. به جای جنگ، صلح به قانونی تبدیل شده که ارزش‌های انسانی را نادیده می‌گیرد. همچنین شاعر به دنیای محبت و دوستی اشاره می‌کند و از پیروزی عشق بر شرارت می‌گوید. او با امید به ظهور یک منجی یا راهنمای روحانی، درخواست می‌کند که روش محبتی به مردم آموزش داده شود و عدالت و مروت دوباره بازگردند.