شمارهٔ ۶۷ حاجب شیرازی
حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
چشم تو آهوی ختن پرورد
لعل لبت در عدن پرورد
عکس لب و روی تو لعل و عقیق
آن به بدخش این به یمن پرورد
سرو جوانا، به چمن چم چو من
تا که قدت سرو چمن پرورد
در صدف سینه و دریای دل
علم بیان در سخن پرورد
ثابت و سیار فلک را، ز مهر
از سر قدرت مه من پرورد
بی خبر از جان وز جانانه کیست
پر خور و خوابست که تن پرورد
بر جدو آب علم ادب درس ده
نخل جوان نخل کهن پرورد
بیشه ببران سر شیران بود
گرچه زبانیست که زن پرورد
«حاجب » درویش به اندرز و پند
روز و شب ابناء وطن پرورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف زیباییها و ویژگیهای محبوبش میپردازد. او چشمان محبوبش را به آهوی ختن و لبانش را به لعل در عدن تشبیه میکند. ویژگیهای ظاهری محبوب مانند لب و صورتش را با جواهراتی چون لعل و عقیق مقایسه میکند و قد و قامت او را به سرو در باغ تشبیه مینماید. همچنین، شاعر از عمق احساسات خود در دل و سینهاش سخن میگوید و عشقش به محبوبش را از قدرت و زیبایی او میداند. در نهایت، او به اهمیت علم و ادب اشاره کرده و بر لزوم نصیحت و هدایت مردم تأکید میکند.