نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ حاجب شیرازی

حاجب شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جم باز نظر به جام دارد

وین عیش علی الدوام دارد

کس جم نشود از آنکه جمشید

اهریمن نفس رام دارد

زد جم به سپاه شوم ضحاک

گویا، سر انتقام دارد

مال دگران و عصمت خلق

جمشید به خود حرام دارد

چون کشتن زیردست ننگ است

شمشیرش از آن نیام دارد

این کره توسن فلک را

دلدار، به کف لجام دارد

شاه همه دلبران نامی

امروز بگو، چه نام دارد

خرم بود آن خجسته صحرا

کاین آهوی خوش خرام دارد

آن ماه که زهره اش کنیز است

مریخ و زحل غلام دارد

امروز گدای ره نشین بین

در، دهر، چه احتشام دارد

هر صبح نسیم از آن گل روی

بر مغز جهان پیام دارد

زد صلح علم به عالم از آنک

قیوم سر قیام دارد

هر روی نکو، به شهر دیدم

خوبی ز رخ تو وام دارد

«حاجب » ز پی مدام منزل

در کوی مغان مدام دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ویژگی‌ها و محیط مجلل و باشکوه زمان جمشید اشاره می‌کند. او قدرت و عظمت جمشید را توصیف کرده و به این نکته می‌پردازد که او با اهریمن نفس خود مقابله می‌کند و در هیچ کاری از اصول اخلاقی خود فراتر نمی‌رود. همچنین، شاعر به زیبایی‌های طبیعت، ثروت، و آرامش حاکم بر سرزمین اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که در آن زمان همه چیز به نیکی و آراستگی است و زیبایی و آرامش در همه جا حکم‌فرماست.