نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است

دندان کرم خورده، علاجش کشیدن است

باید که عضو عضو تو کوشند بهر شکر

آن سانکه شکر گوش، نصیحت شنیدن است

پاداش یک دقیقه که غافل شوی ز حق

یک عمر پشت دست بدندان گزیدن است

برخیز و باش از گذر عمر بهره مند

وقت سحر که باد صبا در وزیدن است

چیزی که کفر محض بود در طریق عشق

غافل ز یاد خسته دلان آرمیدن است

آزاده مرغ باش، که از بهر ماکیان

تا روی بام خانه مجال پریدن است

از پای‌بست زلف نکویان مجو قرار

گنجشک دام‌دیده، دلش در تپیدن است

گلچین، مهارتی به‌سزا بایدش رفیق

آنجا که نوک خار مرادش خلیدن است

جائیکه عندلیب صفت صبر می توان

(صابر) چو گل چه جای گریبان دریدن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن مختصری از شعر است که به نکات مهمی درباره زندگی و عشق اشاره دارد. شاعر یکی از مهم‌ترین مسائل را غفلت کردن از سعادت و حق می‌داند و به اثرات منفی آن اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند که باید از زمان بهره‌مند شد و نسبت به دیگران و دل‌های خسته توجه داشت. همچنین، او به آزادی و پرواز مانند پرندگان سخن می‌گوید و از وابستگی به زلف و زیبایی‌های ظاهری هشدار می‌دهد. در نهایت، شاعر به نیاز به صبر و تحمل در مسیر عشق اشاره کرده و می‌گوید که هر چیز زیبا نیاز به مراقبت و دقت دارد.