نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

در آ، به بزم محبت که هر چه هست، اینجاست

مقام وحدت مردان حق پرست، اینجاست

در این مقام اقامت گزین، که بر رخ خلق

خدا دری که گشود و دگر نبست، اینجاست

در این حصار طبیعت که نیست جای امان

اگر به گوشهٔ امنی توان نشست اینجاست

گرت هوی است که مستی کنی ز باده ی عشق

بیا، که جای صبوحی کشان مست، اینجاست

بجنگ غم همه جا هر کسی ندارد فتح

در آن مقام که غم می خورد شکست، اینجاست

ز شر نفس مگر جان بری به نیت خیر

ز دشمنی که نشاید بحیله رست، اینجاست

نظر کنند بیک چشم بر ضعیف و قوی

که دادگاه زبردست و زیر دست اینجاست

بشعر (صابر) اگر ناز شست خواهی داد

اگر غلط نکنم جای ناز شست، اینجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جایگاه محبت و وحدت در میان مردان حق پرست صحبت می‌کند. شاعر به مکان و زمانی اشاره می‌کند که در آن درهای رحمت خداوند به روی خلق گشوده شده و جایی برای آرامش و امنیت وجود دارد. او از مخاطب دعوت می‌کند که اگر به دنبال مستی از باده عشق است، به این مکان بیاید، چرا که در آنجا غم‌ها شکست می‌خورند و نیت خیر می‌تواند انسان را از شر نفس برهاند. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که این جایگاه، دادگاه عدل و انصاف است که در آن توجه به ضعیف و قوی برابر است و همچنین به اهمیت صبر و شکیبایی اشاره می‌کند.