شمارهٔ ۲۴ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
مشت خود را بر مرغان چمن باز کند
ز آنکه شهباز نه تنها هنرش پرواز است
ورنه هر مرغ توانست که پرواز کند
کار هر بوالهوسی نیست دم از عشق زند
ساحر اینجا نتوان دعوی اعجاز کند
خواجه شو، بنده حرص و طمع و آز مباش
ای بسا فتنه که حرص و طمع و آز کند
تا دل از قید تعلق نشد آزاد چو سرو
خویشتن را نتوانست سرافراز کند
آنکه نادم شود از کردهٔ خویش آخر کار
فکر انجام خود آن به که ز آغاز کند
مرغ حقگو چو ز حق گفتن خود گشت خموش
جغد، جا در صف مرغان خوشآواز کند
(صابر) این آن غزل نغز (غمام) است که گفت
«چون نسیم سحری پرده گل باز کند»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه به مقایسه زاغ و شهباز میپردازد و نشان میدهد که شهباز تنها با پروازش شناخته نمیشود، بلکه هنرهای دیگری نیز دارد. صحبت از عشق و حرص و طمع است و اینکه نباید به سادگی ادعای عشق کرد. برای رسیدن به جایگاه والا باید از قید تعلقات آزاد شد. همچنین، اشاره میشود که بهتر است انسان از اشتباهاتش عبرت بگیرد و به اصلاح کارهای خود بپردازد. در نهایت، به آن اشاره میشود که راستگویی میتواند باعث سکوت و کنارهگیری فرد شود، در حالی که برخی به فریب و نغمههای شیرین روی میآورند.