شمارهٔ ۲۳ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد
تو گوئی نیم جانی بر من بیدل گمان دارد
ببزم غیر جا بگرفته و غافل از این معنی
که چون نی از فراقش بند بند من فغان دارد
گله از آه آتشبار دل ای سینه کمتر کن
مگر نشنیده ای آخر تنور گرم، نان دارد؟
ز طعن دشمنان کی رنجه میگردد دلم، آری
که نخل بارور، ذوقی به سنگ کودکان دارد
عنان عقل سرکش را به دست عشق ده ای دل
که اشتر، مست چون گردد، مهارش ساربان دارد
ز خود غفلت مکن، از شر نفس ایمن مباش ایدل
که این خاکستر، آتش در درون دل نهان دارد
بگیر امروز دست ناتوانی در توانایی
که در پی نوبهار عمر، آسیب خزان دارد
مپرس از عاقلان احوال (صابر) را اگر خواهی
خبر از حال زارش مرغ دور از آشیان دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و درد جدایی است. شاعر به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند و از احساس تنهایی و اندوه خود میگوید. او به مشکلاتی که عشق و فراق ایجاد کردهاند، اشاره دارد و اهمیت مدیریت عقل و احساسات را یادآوری میکند. همچنین به مخاطب هشدار میدهد که از غفلت و تأثیرات منفی نفس خود آگاه باشد. در نهایت، شاعر به امید و تلاش برای بهبود حال و پیدا کردن راهی برای زندگی بهتر تأکید میکند.