شمارهٔ ۲۷ صابر همدانی
صابر همدانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون همدم اغیار منافق نتوان بود
دور از بر یاران موافق نتوان بود
ز نهار ز دیدار بد اندیش بپرهیز
زیرا که بر این منظره شایق نتوان بود
جز بر رخ معشوق که آیینهٔ عشق است
دل شیفته و مایل عاشق نتوان بود
با سیرت بد، فایده ی صورت خوش چیست؟
مانند گل سرخ شقایق نتوان بود
عذرا روشی تا نبرد دین و دل از کس
آگه خبر از حالت وامق نتوان بود
از صدق و صفا هیچ نکوتر عملی نیست
هر چند زمانی است که صادق نتوان بود
بر خلق خدا ظلم روا می نتوان داشت
هم مسلک یک سلسله سارق نتوان بود
آنانکه بسر منزل مقصود رسیدند
گفتند که پا بست علایق نتوان بود
از (صابر) دلخسته بگوئید بیاران
صامت بنشینید که ناطق نتوان بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان اهمیت دوستیهای صادق و حقیقی میپردازد و میگوید که نمیتوان با افراد منافق و بدذات همنشینی کرد. او به دوری از دیدار افرادی که فکر بد دارند تأکید میکند و بیان میکند که عشق واقعی تنها زمانی ممکن است که دل عاشق به سوی محبوب صادق و پاک باشد. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که ظاهری زیبا بدون سیرت نیکو ارزشی ندارد و در نهایت، روش زندگی صحیح را از بیاخلاقی و ظلمی که به دیگران میشود، متمایز میکند. شاعر به کسانی که به هدف خود رسیدهاند اشاره میکند و میگوید که باید از وابستگی به علایق مادی رها بود. در پایان، او به امید و صبر در کنار دوستان تأکید میکند و میگوید که در شرایط سخت نباید خاموش ماند.