نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ صابر همدانی

صابر همدانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم

وقت خود را صرف افکار پریشان می‌کنم

دل مرا چون صید پیکان خورده در خون می‌تپد

هر زمان یادی از آن برگشته‌مژگان می‌کنم

مهر اگر دعوی کند کز ماه رویش بهتر است

یک شب او را روبه‌رو با ماه تابان می‌کنم

عالم سر در گریبانی مرا خوش عالمی است

بی‌سبب نبود اگر سر در گریبان می‌کنم

تا که بر آیینهٔ دل‌ها فزایم روشنی

مهر آیینم، نظر بر خلق یکسان می‌کنم

گر نصیب من شود چون گل لب پرخنده‌ای

خنده‌ها بر هرزه‌گردی‌های دوران می‌کنم

شعر الهامی است (صابر) حاصل اندیشه نیست

ورنه من اندیشه بیش از حد امکان می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق و دل‌تنگی‌های خود نسبت به محبوبش سخن می‌گوید. او با یادآوری موی محبوب و چشمانش، دلتنگی و غم را در قلب خود احساس می‌کند. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و تصمیم دارد او را با ماه زیبا مقایسه کند. همچنین، او به ارزش عاطفی و احساسی جهان اطرافش می‌پردازد و بیان می‌کند که فعالیت‌هایش به دلیل عشق و احساساتش است، نه صرفاً بر اساس تفکر. در نهایت، او نشان می‌دهد که شعرش نتیجه عشق و الهام است و نه صرفاً برآمده از اندیشه‌های منطقی.