نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ مجد همگر

مجد همگر / اشعار متفرقه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

که گفت پرده بَراَفکن ز روی مرد افکن

که شد بریده ترنج و کف جهان از زن

زبان یوسف اگر دُر نریختی به سخن

به لعل چشم، زلیخا نگشتی آبستن

چه خار بود که در دامنِ دلی آویخت

که شد دریده، گلِ باغِ حُسن را دامن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی زیبایی و جذابیت زن و تأثیر آن بر مردان می‌پردازد. شاعر از داستان یوسف و زلیخا یاد می‌کند و بیان می‌کند که اگر یوسف به زیبایی زلیخا توجه نمی‌کرد، شاید هیچگاه تحت تأثیر قرار نمی‌گرفت. همچنین اشاره به دلمشغولی‌ها و آرزوها دارد و به زیبایی‌ها و حسرت‌های ناشی از آن اشاره می‌کند. مفهوم کلی شعر دربارهٔ قدرت و تأثیر محبت و جذابیت در روابط انسانی است.