شمارهٔ ۱ مجد همگر
مجد همگر / اشعار متفرقه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
نه در فراق توام طاقت شکیبائیست
نه در وصال توام ایمنی ز شیدائیست
نه در وصال تو شادم نه در فراق صبور
چه طالع است مرا یارب این چه رسوائیست
مرا به عادت هر یار رنج دل منما
اگر چه عادت خوبان همیشه خودرائیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از درد و رنجی که ناشی از فراق و وصال معشوق است، صحبت میکند. او هیچ یک از حالتهای فراق یا وصال را برای خودش آرامبخش نمیداند و از وضعیت گیجکنندهاش ابراز نارضایتی میکند. همچنین از یار میخواهد که عادتهای دردآور را برای او ایجاد نکند، با اینکه میداند عادت خوبان خودستایی است. در نهایت، او به شدت در کشمکش عاطفی و احساسی به سر میبرد و از شرایط خود ناامید است.