نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ مجد همگر

مجد همگر / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قصد کردی به تصنع ز حسد در حق من

یعنی از سامری آموخته ام حیله گری

من ندانستم با اینهمه استادی تو

که در این کار ز خر خرتر و از سگ بتری

من توانم که جزای بد تو بد نکنم

نتوانم که ندانم که تو چون بد سیری

تو که پرورده دونان و بدانی و سگان

سال چل کرده به دونی و دغائی و عری

اینهمه صنعت و دستان و حیل می دانی

با همه غمری و دیوانگی و خیره سری

من مربای سلاطین جهاندیده و پیر

عمر در ملک به سر برده به صائب نظری

آخر این مایه بدانم به تجارب در تو

که چه سگ نفس و خبیث و دد و بیدادگری

دولت صاحب دیوان و بقای وی باد

که تو بی دولت ازین جاه و بقا برنخوری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، گوینده به حسد و نیرنگ‌ بازی شخصی از خود سخن می‌گوید و از او انتقاد می‌کند. او اشاره می‌کند که باوجود تمامی هنرها و حیله‌های شخص، نتوانسته است در این زمینه به او برتری داشته باشد. گوینده خود را با تجربه و دانا به چالش می‌کشد و به ضعف‌های طرف مقابل اشاره می‌کند؛ همچنین بر نیاز به دولت و حمایت برای حفظ مقام و موقعیت تأکید می‌کند. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که شخص حسود توانایی فراتر رفتن از حسد و بدی را ندارد.