شمارهٔ ۱۱۶ مجد همگر
مجد همگر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به حکم خواهش مولی الانام شمس الدین
که دارد امرش بر سابق قدر پیشی
امام و مفتی درس محمد ادریس
خدایگان شریعت محمد کیشی
نوشت چاکر و داعیش مجد پارسی آن
که چون سعادت کرده ست بر درش خویشی
کتاب حکمت و پند کلیله را به خطی
که در ثمن برد از لولو ثمین بیشی
به سال ششصد و هفتاد و دو به خطه حی
که شد تهی ز بداندیش وز بداندیشی
به عهد صاحب دیوان بهاء دولت و دین
که شیر در گله بخت او کند میشی
ز نوک کلکش چشم مخالف آن بیناد
که این نماید بیشی و آن کند نیشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره درخواست مولی شمس الدین نوشته شده است که خواستار نگارش کتابی در زمینه حکمت و پند از سوی نویسندهای به نام مجد پارسی شده است. این کتاب به خطی زیبا و با محتوایی غنی از حکمت و آموزههای کلیله، در سال ۶۷۲ هجری نوشته شده است. نویسنده به شرایط زمانی و مکانی نیز اشاره میکند و به تحولات مثبت و منفی جامعه از جمله بداندیشیها و وضعیت سیاسی اشاره دارد، و در نهایت به تأثیرات مثبت و منفی که بر اثر دیدگاههای مختلف ایجاد میشود، پرداخته است.